تبليغاتX
پلخمون - بستري‌ براي ‌نزديكي ‌به ‌آمريكا!

 

گفت‌وگوي خفن روزنامه‌ي منتهن با محمدمُجاب جان‌به‌جاني، مرد زيرپرده‌ي سياست خارجي

بستري‌براي‌نزديكي‌به‌آمريكا
 

پس از ورود به اتاق محمدمجاب جان‌به‌جانی، تابلويي رنگ و رو رفته ديده مي‌شود كه مردي مچاله‌شده را به تصوير كشيده است. او مي‌گويد: اين مرد، تصوير نيك‌براون است كه هنوز از بابت خوردن كلوچه‌هاي لاريجان در مذاكره‌ي قبلي رودل دارد و بر اين بوم نقاشي، با هنرمندي دارد بدجور به خود مي‌پيچد.

محمدمجاب جان‌به‌جانی به‌رغم آنكه داراي دكتراي ديپلماتسي است، به مطربي بسيار علاقه دارد. اما تنها برادرش مطرب است و خود از اين هنر بي‌بهره. او در ساختماني در ميدان نياوران مستقر است كه خود مي‌گويد زمان شاه قرار بود من به جاي اين‌جا توي خانه‌ي پدري‌ام باشم كه البته بحمدالله اينگونه نشد. در محوطه اين ساختمان زيبا و سرسبز قناتي نيز وجود دارد كه بالاي ورودي آن نوشته شده «اگر چه بين من و جرج‌، هزار فرسنگ است/ خوشم که رو سر هر دو، هوا همین رنگ است».

جواد لاريجاني مردي خوش‌فكر، خوش‌مشرب، خوش‌تيپ و خوش‌حال است و البته علاقه وافري دارد كه در زير‌پرده مطربي كند. گرچه به ما مي‌گويد كه بيش از اندازه روي پرده است.او به طرز زيركانه‌اي از سياست خارجي دولت نهم انتقاد مي‌كند و البته همزمان از بعضي محاسن بور اخوي‌اش نيز مي‌گويد.

خلاصه گفت‌و‌گو

1- در سياست خارجي نبايد هر كس هر چيز به ذهنش رسيد، عمل كند. فقط ماييم كه هر چيز به ذهن‌مان رسيد را عمل مي‌كنيم. دولت بايد از همه نيروها، حتي كساني كه در كمپ سياسي دولت نيستند استفاده كند. همه‌ي نيروها هم، حتي كساني كه در كمپ سياسي مملكت نيستند، بايد از دولت استفاده‌كنند.
2- مذاكره با شيطان در قعر جهنم دووز دارم. ميخواام.
۳- نبايد بگذاريم اختلاف ما با آمريكا شعله‌ور شود. حالا اون يك كاري كرده؛ تو چرا خودشو عصباني مي‌كني؟
۴- راجع به منافع ملي دو كشور بايد با آمريكا صحبت كنيم. راجع به منافع بين‌المللي هر دو كشور، خودش تصميم مي‌گيرد.
۵- چه كسي گفته سياست پدر و مادر ندارد؟ زمان پدرش است، ما مادرش.
۶- نبايد نگران تخاصم آمريكا باشيم. ما تخاصم را با گفت‌و‌گوهاي بيشتر مديريت مي‌كنيم.
۷- آمريكا نياز دارد، ما هم كه نفت و گاز داريم. پس چه حاجت به نگراني‌هاي صدتا‌يه‌غاز داريم؟


پلخمون: آقاي دكتر، عموماً از جنابعالي به عنوان مرد زيرپرده سياست خارجي ايران نام برده مي‌شود. اين تعبير چقدر درست است؟

من اينقدرها كه شما مي‌گوييد زيرپرده نيستم. براي من زير و روي صحنه مهم نيست. هميشه آمادگي دارم در حوزه‌هايي مثل سياست خارجي تار بزنم. تفاوتي نيز برايم ندارد كه صدايش كي دربيايد يا چه دولتي در راس كار باشد.

معمولا در چه مواردی برای این تارزنی از شما كمك گرفته مي‌شود؟

بستگي دارد. اين كمك مي‌تواند طراحي مذاكره‌ي مستقيم باشد يا مي‌تواند مديريت يك گپ‌و‌گفت بين‌المللي باشد. حتي مي‌تواند گفت‌وگو با طرف‌هاي خارجكي هم باشد. مهم اين است كه كلاً من مذاكره دوست دارم.

آخرين باري كهدر اين زمينه مورد استمداد قرار گرفتيد، چه زماني بود؟

خيلي زياد رخ داده.

نه، جون من، آخرين بار چه زماني بود؟

اجلاس اردن بود كه من به عنوان شخص حقيقي به آن‌جا رفتم نه حقوقي.

اما برخي از گزارش‌هاي نشريات خارجي، حكايت از آن داشت كه شما براي رايزني با طرف‌هاي آمريكايي به اين سفر رفته‌ايد و اتفاقا در آنجا نيز با قيد مرد پشت پرده سياست خارجي از شما نام برده شد.

در 10، 15 جلسه‌ي مختصر -و البته مفيد-ي كه آنجا برگزار شد، من جزيي از پرده بودم و در آنجا نيز از همه ملل از جمله برخي آمريكايي‌ها حضور داشتند. جاي دوستان خالي.

مي‌گفتند كه نقش شما در اجلاس اردن، زمينه‌سازي براي گفت‌وگوهاي بعدي ايران و آمريكا در عراق بوده. منظورم گفت‌وگوهايي است كه بين آقاي كاظمي و رايان كراكر انجام شد. درست است؟

نه آقا، كا را كوچك جلوه ندهيد. مگه الكيه؟ خيلي پيش‌تر از اجلاس اردن روش زحمت كشيديم.

فكر مي‌كنيد همچنان بايد سر عراق مذاكره كنيم؟

بله. بايد سر كچل عراق اوستا شويم تا ان شاءالله در ساير حوزه‌ها هم يك شكم سير مذاكره كنيم.

در چه حوزه‌هايي مثلاْ؟

امنيت منطقه خليج‌فارس، بحران دارفور، قيمت گوجه‌فرنگي، اعلام اسامي مفسدان اقتصادي، مكان برگزاري نمايشگاه كتاب، ادامه بازي‌هاي علي دايي، قيمت بنزين، سنديت فيلم دست‌دادن خاتمي و خلاصه هر موضوع ديگري كه ما بتوانيم آن را به بستري مناسب براي نزديكي با آمريكا تبديل كنيم.

بر سر حل اختلافات دو كشور ايران و آمريكا چطور؟

بله، این هم هست. گرچه نفس مذاكره مهم است. نبايد هم فرض كنيم كه آمريكا تغيير پيدا كرده يا مي‌كند؛ برخي مي‌گويند اگر آمريكا آدم بشود با او مذاكره مي‌كنيم. اين محال است كه آمريكا تغيير كند.

يعني تحليل و نگاه اين دسته كه شعارشان اين است اشتباه است؟

بله. متاسفانه اين افراد در سطوح مختلف هم دارند اين شعارها را مطرح مي‌كنند و در واقع دارند صورت مساله را غلط طرح مي‌كنند. هي ما مي‌گوييم خودسرانه نظر ندهيد، هي اين‌ها خلاف منافع ملي ما از اين نظرها مي‌دهند. هي...

پس راه حل چيست؟

ما با آمريكايي‌ها يك اختلاف سنگين داريم كه به دشمني كشيده شده است. اما باید مديريت دشمني داشته باشیم. ما بايد كم‌كم با حفظ روحيه‌ي دشمن‌ستيزي و علم به تغييرناپذيري اين دشمن زبون، روابط دوستانه‌مان را افزايش دهيم و البته هيچ‌وقت يادمان نرود كه دشمن ما چقدر با ما دشمن است.

فكر مي‌كنيد دوطرف چه زماني بايد بر سر مشكلات و مسائل خودشان، فارغ از مسائل منطقه بنشينند و گفت‌وگو كنند؟

هميشه جانم؛ هميشه. اصلاً درست نيست كه مذاكره با آمريكا را با پيش‌شرط‌ همراه كنيم يا به نحوي از آن فرار كنيم. دختر چهارده ساله نیستیم که فرار کنیم که. ما انتظاراتمان را از مذاكره با آمريكا بايد تصحيح كنيم. اين مذاكره به معناي آن نيست كه همه مسائل ما بعد از 24 ساعت حل مي‌شود. اصلا حل مساله ما به دست آمريكا نيست. حل مساله ما به دست خودمان است. ما بايد خودمان به این جا برسیم که بفهميم كه دشمن نه دوست مي‌شود نه معقول است از خير دوستي باهاش بگذريم. به قول شاعر: جور ديگر بايد ديد.

از طرز فكرت خوشم آمد. حالا اگر نتوانستيم مذاكره كنيم چه اتفاقي مي‌افتد؟

اين فرصت از بين مي‌رود. تا فرصت بعدی هم ممكن است من زنده نباشم تا اخوي را در لباس مذاكره ببينم.

فكر مي‌كنيد به نتيجه مي‌رسيم؟

فوقش نتيجه نداد، تجديدنظر مي‌كنيم. سنگ مفت، گنجشك مفت.

شما خودتان، آيا تلاشي داشته‌ايد تا نظرتان، براي مذاكره با آمريكا در دستگاه‌هاي تصميم‌گير به بار بنشيند و حاكم شود؟

دست شما درد نكند. پس اين‌همه جانفشاني در اين راه را كي كرد؟

در عين حال، برخي در كشور هستند كه كلا با هرگونه مذاكره و تعامل با آمريكا مخالف هستند و بلافاصله قلم به دست مي‌گيرند و مخالفت مي‌كنند.

اينها خيلي نيستند. باشند هم، به حساب نمي‌آيند. بيايند هم، من اهميت نمي‌دهم. حالا ممكن است برهانشان قوي باشد، اما كار دل كه برهان حالي‌ش نيست آقا جان. الان همه‌جا صحبت بر سر اين است كه چگونه روابطمان را با آمريكا تنظيم كنيم. روابط هم تعريف دارد. موقت و دائم دارد. معنايش هم اين است كه ما فردا بايد سفارت باز كنيم.

همين فردا؟

اگه بشه كه خيلي خوب مي‌شه.

فكرمي‌كنيد راه‌اندازي سفارت امريكا در ايران عملي است؟

راه‌اندازي سفارت، خود يك پروسه دارد. قدم به قدم. البته ما نبايد از موضع خودمان كوتاه بياييم. بايد به امريكا تفهيم كنيم كه اين بار حق ندارند لانه‌ي جاسوسي تشكيل بدهند. اگر دادند هم، اسنادش را نگه‌ندارند. نگه‌ هم داشتند، دانشجوها سر خود اسناد را افشا نكنند. وگرنه باز همين آش است و همين كاسه و دوباره سي سال فراق يار.

پس شما با تسخير سفارت آمريكا در دهه‌‌ي اول انقلاب مخالفيد؟

ابداً. هر زمان اقتضائات خودش را دارد. پدر و مادر سياست را يادتان نرود. ببينيد، آن زمان هنوز اين روش‌هاي جديد تجربه نشده‌بود كه دانشجوها بروند اعتراض كنند و پليس بزندشان و دوباره از نو. ما الان است كه به اين پختگي رسيده‌ايم. آن ماجرا بايد در ظرف زماني خودش تفسير شود. ضمن اين‌كه آن هم يك راه بود كه رفتيم و نتيجه نگرفتيم و حالا تجديدنظر مي‌كنيم. همان اصل سنگ و گنجشك است به نظرم.

باتشكر از شما.

منبع: پلخ‌نيوز!

 

لینک مصاحبه‌ي اصلی با جناب لاريجاني

و نیز علاقمندان به تحليل، حتماًاین نامه به رییس‌جمهور و اين يادداشت ناروزنامه‌نگار را ببینند

 

+  شنبه 9 تیر1386  21:57  -  سیدمحمدجوادمیری  |