تبليغاتX
پلخمون - خبردار!
ashoora-poster.blogfa.com حتماً ببینید

 

خبر اول این که آینده سازان ۱۱۹ دو سه روزی هست که منتشر شده با ویژه نامه ی مختصر و مفیدی در باب حزب الله و نصر الله. بعضی مطالبش (حزب الله از نوع چندم؟/ گوشه هایی از دیدگاههای نصر الله/ زندگی سید هادی فرزند سید حسن/ سید حسن نصر الله کیست؟/ خاورمیانه جدیدتر/ ...) را در لینک ادامه مطلب می توانید بخوانید.

خبر دوم این که سه تن از دوستان به سلامتی دارند راهی خانه ی بخت می شوند: علی سروش، احسان بابایی و امیر جلیلی نژاد. مبارکشان باد و خدا برای همه ی مجردان درست کناد! ان شاء ا...

و سوم این که ما دیگر رسماً مشهدی شدیم و تهران را به اهلش واگذاشتیم. شاعر در این باره می گوید:

 نشریه و درس و کار  تحویل شما

این شهر پر از نگار  تحویل شما

گویند به چالگان تهران پول است

این چاه هزار بار  تحویل شما

 

مرا هم کاسه ی اهل وبا کرد

بیابان گز کن ارض بلا کرد

من از بوش و بلر هرگز ننالم

که با من هر چه کرد ام القرا کرد

 

***

 

سرمقاله

حزب الله از نوع چندم؟!

 

* بسم الله الرحمن الرحيم

* سلام

* هر كسي از هر طرف كه بخواهد حساب كند، ناچار است اعتراف كند كه حزب الله لبنان برنده بوده و هست. حالا كه همه زورهايشان را زده‌اند و نتوانسته‌اند حسن نصرالله را شكست بدهند، كم كم بايد بيايند و با كمال احترام متن عذرخواهي‌هايشان را خطاب به سيد حسن بخوانند! البته نمي‌دانم سران بعضي كشورهاي اسلامي چه جوري رويشان مي‌شود؟!

* حزب الله لبنان حالا ديگر روز به روز محبوب‌تر مي‌شود و معروف‌تر؛ اما شايد كمتر كسي حاضر باشد اعتراف كند پشتوانه‌ي حزب الله لبنان كجاست؟ حتي ما هم گاهي آن‌قدر از سيد حسن تعريف مي‌كنيم و بزرگ مي‌داريمش كه يادمان مي‌رود او فقط سرباز رهبر انقلاب بوده در جبهه‌ي لبنان. نكند فرمانده را يادمان برود دوستان!

* چه لذتي دارد سرباز رهبر بودن و پيروز ميدان شدن. و چه لذتي دارد حزب‌اللهي از نوع اول بودن.

* راستي من و شما از كدام دسته‌ايم؟ حزب‌اللهي از نوع اول؟ نوع دوم؟ سوم؟ ... مي‌گوييد مگر چند نوع حزب‌اللهي داريم؟! من مي‌گويم خيلي.

* حزب‌اللهي‌هاي زمان انقلاب و جنگ هم حزب‌اللهي‌ بودند، ما هم گويا حزب‌اللهي‌ هستيم. حزب‌اللهي‌هاي لبنان هم حزب‌اللهي‌ا‌ند و ما هم ... . البته آنها با ما فرق‌هاي اساسي دارند. نه حزب‌اللهي‌هاي اول انقلاب و نه حزب‌اللهي‌هاي امروز لبنان هيچ‌كدام فرمول‌هاي حيرت‌انگيزي كه ما بلديم را بلد نبوده و نيستند!

* نه حزب‌اللهي‌هاي اول انقلاب و نه حزب‌اللهي‌هاي امروز لبنان هيچ‌كدام نمي‌دانند مي‌شود برچسب «اي گل نرگس» چاپ كرد و اسمش را گذاشت كار فرهنگي. نمي‌دانند مي‌شود برنامه‌ي «شب‌هاي كيش» ساخت جهت مبارزه با تهاجم فرهنگي. نمي‌دانند مي‌شود يك ساعت كاركرد و ده سال پز داد و حزب‌اللهي هم بود. نمي‌دانند تعريف محصولات فرهنگي، سي‌دي هلالي و سيدجواد ذاكر است. نمي‌دانند مي‌شود در برابر تبعيض و فساد اقتصادي و اداري و سوءمديريت‌ها هيچ حركتي نكرد و در عين حال ادعاي تبعيت از رهبري را هم كرد. نمي‌دانند بدون دانستن تاريخ و هنر و معارف ديني مي‌شود عالي‌ترين مناصب فرهنگي را هم داشت و ... . خب معلوم است كه حزب‌الله لبنان هم مثل حزب‌اللهي‌هاي اول انقلاب اين چيزها را نمي‌دانند كه به دردسر افتاده‌اند وگرنه الآن مشغول دود كردن عرفان در عوالم خودشان بودند و مجبور نبودند براي اثبات «كارايي ايمان» با صهيونيست‌ها دست به يقه شوند!

* راستي، حزب‌اللهي ماييم يا ...؟ حزب‌اللهي يعني موسي صدر كه جماعت شيعه و سني و مسيحي را يك‌جا مي‌چرخاند و براي همه‌شان «امام» موسي بود. حزب‌اللهي يعني مصطفي چمران كه قبل از اين كه در لبنان جنگ راه بيفتد، رفت آنجا تا بچه‌شيعه‌هاي لبنان را در علم و عمل قوي كند. حزب‌اللهي يعني بهشتي كه بايد نشست و از گوشه‌گوشه‌ي حرف‌ها و كارهايش مديريت اسلامي را استخراج كرد. حزب‌اللهي يعني مطهري كه هميشه نگاهش ده ‌بيست سال جلوتر از ديگران بود. حزب‌اللهي يعني سيد مرتضي آويني كه در سخت‌ترين شرايط و با كمترين امكانات، هم سبك جديدي در مستندسازي ايجادكرد و هم به‌اندازه‌ي چند كتاب درباره‌ي سينما تئوري‌پردازي كرد. حزب‌اللهي يعني حسن باقري كه استراتژي جنگ را متحول كرد. حزب‌اللهي يعني حزب الله لبنان كه همان‌قدر كه كار نظامي‌شان قوي‌ست، كارهاي تشكيلاتي و هنري و خدمات اجتماعي‌شان هم قوي‌ست. حزب‌اللهي يعني آن بچه‌هاي ايراني‌اي كه شبانه‌روز كار كردند تا زودتر به چرخه‌ي كامل غني‌سازي سوخت هسته‌اي دست پيدا كنيم. حزب‌اللهي يعني... باز هم بايد بگويم؟

* راستي من وشما چقدر حزب‌اللهي هستيم؟ و از كدام نوع؟!

سردبیر

 

 فرزند موسی

سيد حسن نصرالله كيست؟

 

1- سال 1341 ش (1960 م)، شش سال قبل از جنگ شش روزه‌ي اعراب- اسرائيل، سيد عبدالكريم سبزي‌فروش، فرزندش، سيد حسن را كه تازه به دنيا آمده بود، در دست گرفته بود.

2- پيرمردها هنوز بايد يادشان باشد. سيد حسن نوجوان توي دكان پدرش در روستا سبزي مي‌فروخت و گاه و بي‌گاه سر همان بساط هم كتاب مي‌خواند.

3- حالا 15 سال بعد است. «امام موسي صدر» محبوب قلب‌هاي لبناني‌هاست. او به كمك شهيد چمران، «حركت محرومان» را راه انداخته كه بين همه به «امل» معروف است. روياي سيد حسن 15 ساله، امام موسي شدن است. براي همين به جنبش امل مي‌رود تا مبارزه كند. او خيلي زود نماينده‌ي روستايشان در جنبش مي‌شود.

4- اما امام موسي شدن تنها با مبارزه به دست نمي‌آيد. يك سال بعد به نجف مي‌رود تا مثل «امام» درس ديني بخواند و طلبه شود. به سفارش امام موسي صدر زير نظر يكي از علماي نجف درس مي‌خواند. با سيد عباس موسوي هم آشنا مي‌شود، هم او كه بعدها دبير كل حزب الله لبنان شد.

5- با پيروزي انقلاب ايران، زير فشار صدام مدارس علوم ديني تعطيل مي‌شود. سيد حسن به لبنان برمي‌گردد و در مدرسه‌ي المنتظر سيد عباس موسوي درسش را ادامه مي‌دهد.

6- سال 1360 (1982 م ) اسرائيل سه روزه لبنان را اشغال مي‌كند. با خيانتي كه در «جنبش امل» مي‌شود، خيلي‌ها جدا مي‌شوند و حزب الله لبنان را تشكيل مي‌دهند. وقتي استادش، «سيد عباس موسوي» -دبير كل حزب الله- به دست اسرائيلي‌ها شهيد مي‌شود، او در سال 1371، دبير كل حزب الله مي‌شود.

عكس آن نوجوان سبزي فروش حالا تمام كوچه‌هاي كشورهاي جهان اسلام را فتح كرده است.

جمال یزدانی

 

راز نیروی نهفته

گوشه هایی از دیدگاه های سید حسن نصر الله

بزرگ‌ترين و خطرناك‌ترين مشكلي كه سران جهان عرب و كشورهاي اسلامي دارند، عدم اعتماد به ملت‌هايشان و عدم درك نيرويي است كه در اين ملت‌ها نهفته است. اگر اين فرمانروايان با ملت‌هايشان بيگانه نبودند، به راز اين نيروي نهفته پي مي‌بردند و با نيروي ملتشان نيرومند و با شجاعتشان شجاع مي‌شدند.

 

اين‌كه امام، ‌آمريكا را شيطان بزرگ برمي‌شمارد و آن را دشمن شماره‌ي يك بشريت و امت مي‌خواند، تنها از موضع حماسه و شعار نيست بلكه يك بررسي و مطالعه‌ي موضوعي در تاريخ معاصر اين حقيقت را آشكار مي‌كند.

 

آيا مي‌شود اقتصاد يك كشور بر اين پايه ساخته شود كه ثروت‌هاي ثروتمندان افزايش يابد و بر فقر فقرا و گرسنگي گرسنگان و رنج بينوايان افزوده شود؟ آيا ممكن است كشوري بر اين قاعده برپا شود؟!

 

كوتاهي در زمينه‌ي تربيت افراد متخصص در اموري كه جامه‌ي بشري به آن نياز دارد، گناهي است كه بايد در قيامت در برابرش پاسخ داد. زماني كه برادران و خواهران، بر نيمكت‌هاي درس مي‌نشينند و در تخصص‌هاي مختلف تحصيل مي‌كنند، بايد بدانند كه در حال اداي يك عمل واجب هستند. اين يك مسئله‌ي شخصي نيست كه اين برادر يا خواهر بخواهد آينده‌ي خودش را از طريق تحصيل علم تأمين كند!

 

هر دانشي شايسته‌ي تمجيد و تقديس و هر دانشمندي شايسته‌ي احترام نيست. علمي مقدس است كه بر پايه‌ي ايمان، تقوا، خيرخواهي براي مردم و خدمت به بندگان خدا و مستضعفان شكل بگيرد.

 

نمي‌توان بين انتظار و اميد تفكيك قائل شد؛ چرا كه منتظر، چيزي را انتظار مي‌كشد كه به او سعادت و شادماني مي‌بخشد. افراد مأيوس و آنان‌كه اراده‌شان شكسته شده است، منتظر صاحب‌الزمان(عج) نيستند، هرچند چنين ادعايي بكنند.

 

حجاب هيچ‌گاه مانعي براي حركت زن در ابعاد اجتماعي، فرهنگي، علمي و حتي كاري و اقتصادي ايجاد نكرده است. حجاب ثابت كرده كه مي‌تواند به زن در انجام مأموريتش در جامعه بيشتر كمك كند؛ چرا كه حجاب، ديگران را به احترام نسبت به زن وامي‌دارد.

 

سخن صادقانه و شجاعانه كم اهميت‌تر از تيري كه سينه‌ي دشمن را نشانه مي‌رود، نيست... ما امروز به رسانه‌هايي احتياج داريم كه به مقاومت خدمت كنند و وظيفه‌ي امّت را نسبت به آن يادآوري نمايند.

 

امام توانست طرح انقلاب و مقاومت و حكومتي را ارائه كند كه هم اصالت و هم تجدد و نوگرايي را در بر دارد. طرح يك جامعه‌ي انساني پيشرفته كه هدفش آخرت است؛ اما نصيب خويش از دنيا را نيز فراموش نمي‌كند. همچنين امام چارچوب بسيار گسترده‌اي براي مقابله با ظلم مطرح كرد و آن، چارچوب مستضعفان، مظلومان، گرسنگان و پا برهنگان است.

ديدگاه وي اين بود كه اين جنگ بايد در دايره‌اي وسيع‌تر از طايفه، حزب، قوميت و مذهب صورت پذيرد. اين جنگ، جنگ دفاع از انساني است كه شرف و آزادي‌اش به تاراج رفته و زمينش غصب شده و خونش به ستم ريخته شده است. وجدان بشري چنين چيزي را نمي‌پذيرد و براي همين امام تنها مسلمانان را مورد خطاب قرار نداده است، بلكه تمامي مستضعفان را از مسلمان و مسيحي و غيره مورد خطاب قرار داده و از آنان خواسته تا در برابر طاغوت بايستند. اسلامي كه غصب و اشغال را براي اشغال‌گر، قانوني و مشروع مي‌شمارد، اسلام محمدي نيست. مسيحيتي كه بين قاتل و قرباني تفاوتي نگذارد، مسيحيت عيسوي نيست. ملي‌گرايي‌اي كه از بخشي از سرزمينش صرف نظر كند و در مقابل تجزي ‌شدنش سكوت اختيار كند، چيزي جز دروغ و فريب نيست.

 

 حالا نوبت من است هادی

 روایتی از زندگی فرزند سید حسن نصر الله که در سال 76 ه.ش. به شهادت رسید

 

مردد مانده‌ام به بابا بگويم يا نه. مي‌دانم كه قبول مي‌كند. هجده سال دارم؛ اما هنوز در بيروت فقط توي كارهاي تشكيلاتي حزب‌ا... فعاليت مي‌كنم. از همان اوائل كه حزب الله تشكيل شده بود، با بابا به جمع رزمنده‌هايي كه آموزش نظامي مي‌ديدند، مي‌رفتيم. بابا براي آنها سخنراني مي‌كرد و من با آنها بازي مي‌كردم. مي‌گفتند چون فرزند دبيركل هستم، نبايد در خط مقدم باشم؛ اما تصميم گرفتم هر طور شده بين رزمنده‌ها توي عمليات‌ها شركت كنم. بايد بروم پيش بابا...

 

¨

آمد پيشم كه مي‌خواهم در جمع رزمنده‌ها با اسرائيلي‌ها بجنگم. حق داشت. همسن و سال‌هايش توي جبهه‌ها نبرد مي‌كردند. من راضي بودم. اصرار كرد. ازش تعهد گرفتم. گفتم هيچ كدام از همرزمانت نبايد بدانند كه تو با من نسبتي داري. يك رزمنده‌ي عادي. قبول كرد و تعهد داد.

¨

چه مي‌توانستم بكنم؟! رفته بوديم برايش خواستگاري. درسش هم تازه تمام شده بود. كمك دستم در خانه بود. از دو برادر كوچك‌تر و خواهرش هم نگهداري مي‌كرد. وقتي شنيدم پدرش قبول كرده كه در جمع رزمنده‌ها توي عمليات‌ها باشد، قلبم فرو ريخت. نگران اين كه شهيد بشود نبودم. اگر اسير مي‌شد، برگ برنده‌اي دست صهيونيست‌ها بود...

¨

همه‌مان هم سن و سال بوديم. هجده، نوزده. سيد هادي هم متولد دي 57 بود. سه نفر بوديم توي «اقليم‌التفاح». جنوب لبنان. درگيري بالا گرفت. اسرائيلي‌ها وحشيانه تيراندازي مي‌كردند. محاصره شديم. سيد هادي تير خورد. اين را از پشت پرده‌ي خوني كه جلوي چشمم را گرفته بود، ديدم و...

¨

 يعني اين تصوير داداش بود؟ هادي؟! باورم نمي‌شد. چرا به من چيزي نگفته بودند؟

بابا و مامان گريه نمي‌كنند. اسرائيلي‌ها گفته‌اند جنازه‌ي سيد هادي را پس نمي‌دهند. مامان مي‌‌گويد: سيد هادي امانت خدا دست ما بوده و ما آن را پس نمي‌گيريم. حاضر نيستم سر جنازه‌ي هادي با آنها معامله شود. اسرائيلي‌ها گفته‌اند جنازه‌ي داداش را در مقابل جنازه‌ي چند تا اسرائيلي پس مي‌دهند. بابا لباس رزم و اسلحه و تجهيزات را به من مي‌دهد. حالا من بايد به جاي هادي توي جبهه‌ها بجنگم.

 جمال یزدانی

 

گوشه‌هایی از وصیت‌نامه‌ی سیدهادی نصرالله

 

سلام بر بانوی بزرگوارم حضرت فاطمه

سلام بر آقا و سرورم اباعبدالله و بر روح مطهر فرزندان و یارانش

سلام بر حضرت قائم، حجت منتظر(عج)

سلام بر روح مقدس امام خمینی

سلام بر امام و رهبر بزرگ، سید علی خامنه‌ای

اکنون یکی از مجاهدین مقاومت اسلامی هستم و با هدف آزادی و دفاع از دین خداوند متعال و حفظ حرمت دین به این جمع پیوسته‌ام... خدا را شاکرم که مرا پذیرفت تا به این سعادت نائل شوم که از پرچم دین و ولایت و امت مسلمان، از کودکان و پیران و همه‌ی مردم مظلوم دفاع کنم و بتوانم در برابر دشمنان خدا و مردم، این جرثومه‌ی فساد به قیام واجب برخیزم...

پدر عزیزم!

سلام بر تو که هم پدر بودی، هم سرورم، هم رهبرم و هم امینم... تو مرا تربیت کردی، آموختی و ارشادم کردی... شما را فقط سفارش می‌کنم به دعا و از شما درخواست دارم که روز قیامت شفیع من باشی. روزی که انسان از پدرش، صاحب و فرزندش فرار می‌کند...

مادر عزیزم!

ای کسی که سرپرستم هستی و مرا ثبات قدم و ادب آموختی. از تو خواهش می‌کنم به هیچ وجه در سوگم لباس سیاه برتن نکنی و محزون و غمناک نشوی؛ بلکه برای تمامی شهدای اسلام سیاه بپوشی...

خواهر و برادران عزیزم!

همگی شما را هم به مداومت بر تلاوت قرآن و زیارت وارث وصیت می‌کنم... زیارت عاشورا را بخوانید و ثواب آن را به ارواح شهدای اسلامی و مقاومت هدیه کنید.

برادران مجاهدم در مقاومت اسلامی!

بسیار زیاد از خداوند تمنا و خواهش کردم که بتوانم در کنار شما و در خدمتتان باشم. سلام بر شما دلیرمردان، روزی که زاده شدید و روزی که شهید می‌شوید.

ای مردان! مردان سازنده‌ی مجد، عزت و کرامت امت، امت محمد(ص). ای برپادارندگان پرچم عزت و پیروزی و پرچم حق و علم اسلام ناب محمدی(ص).

فجر با صوت گلوله‌های شما و صبح با ندای خون حسینی شما طلوع می‌کند و زمین از خون شما سیراب خواهد شد.

ای دلیرمردان!

راه ما طریق پرخطر و خار و خاشاکی است. پر است از سختی و مشکلات. برآنچه خداوند متعال به امت ارزانی داشته و آن عمل صالح است، پایدار بمانید...

بر عمل جهادی و مبارزه‌ی خویش پایدار بمانید که با این اعمال، روحیات شما بالا می‌رود و معنویت و اخلاق را برای مردم و صبر و استقامت را همچون کوه‌ها برایشان به ارمغان می‌آورد.

ای برادران!

از تکلیفی که حضرت امام خامنه‌ای و دبیرکل حزب الله لبنان بر دوشتان گذاشته‌اند، به خوبی مراقبت و حمایت کنید که اطاعت شما از آنان، اطاعت از امام حجت و مهدی منتظراست. از شما خواهش دارم که مرا حلال کنید.

 

 

خاورميانه‌ي جديدتر!

 

¨ در طرح خاورميانه‌ي جديد يا بزرگ آمريكا قرار بوده به كشورهايي مثل عراق، لبنان، سوريه، ايران و... حمله شود تا آدم! شوند. يك روزنامه‌ي آمريكايي هم نوشت كه نظاميان اسرائيلي از يك سال پيش به آمريكايي‌ها گفته بودند كه مي‌خواهند به لبنان حمله كنند. سيد حسن نصرالله هم گفت كه چند وقتي بود كه اسرائيلي‌ها پشت سر هم مانور برگزار مي‌كردند و عليه حزب‌الله كار اطلاعاتي هم مي‌كردند و ما فهميديم اتفاقاتي قرار است بيفتد. بنابراين اسير گرفتن حزب‌الله از اسرائيلي‌ها آنها را غافل‌گير كرد و آنها حمله به لبنان را جلو انداختند.

¨ جنگ كه شروع شد، سينيوره، نخست وزير سني لبنان و بقيه‌ي مخالفان حزب‌الله مثل ائتلاف 14 مارس از حزب‌الله انتقاد كردند. سران عرب هم به اسرائيل نامه نوشتند و گفتند كه تنها اسرائيل اين شجاعت را دارد كه در مقابل سيد حسن نصرالله بايستد؛ اما مقاومت حزب‌الله، بالا رفتن محبوبيت نصرالله در جهان اسلام، فاجعه‌ي قانا، اعتراض‌هاي مردمي به سكوت‌ كشورهاي... مخالفان داخلي و خارجي حزب‌الله را به موافق تبديل كرد.

¨ لبنان كشوري است با طايفه‌ها و فرقه‌هاي مختلف كه خيلي وقت‌ها بينشان دعوا بوده. اين اختلافات به ارتش لبنان هم كشيده شده و اين مسئله باعث شده تا ارتش در جنگ‌هاي داخلي لبنان به نفع يكي از طرف‌ها وارد دعوا شود. در اين جنگ هم چون خيلي از گروه‌ها آن را جنگ حزب‌الله با اسرائيل مي‌دانند، نه لبنان و اسرائيل، ارتش هم وارد جنگ نشده. اگر چه اين اواخر دولت لبنان گفته بود كه ارتش را وارد عمل مي‌كند. از اين حرف‌ها گذشته ارتش لبنان قدرت زيادي ندارد چون اسرائيل و رفقاي غربي‌اش دوست ندارند ارتش لبنان قوي باشد و بشود يك حزب‌الله ديگر. آنها ارتشي مي‌خواهند كه در جنوب لبنان مستقر شود و نگذارد حزب‌الله هر از چند گاهي حال صهيونيست‌ها را بگيرد.

¨ مقامات حزب‌الله به كساني كه دوست دارند براي كمك به لبنان بروند، گفتند كه فعلاً احتياجي به كمك ندارند چون الان فقط 10 درصد نيروهاي حزب‌الله دارند مي‌جنگند و اگر نبرد زميني گسترده‌تر شود، نيرو به اندازه‌ي كافي وجود دارد. تازه اگر نيرو لازم باشد، هر نيرويي به درد حزب‌الله نمي‌خورد، بايد كساني باشند كه آموزش‌هاي ويژه ديده باشند.

¨ موشك‌هاي حزب الله آن قدري كه لو رفته، عبارت است از موشك‌هاي كاتيوشا و 23 ميلي متري كه 12 تا 20 كيلومتر برد دارند، رعد و فجر كه بردي بين 40 تا 75 كيلومتر دارند و زلزال و فاتح كه بردشان به 200 كيلومتر مي‌رسد. تل‌آويو پايتخت اسرائيل تا مرز لبنان 125 كيلومتر فاصله دارد و زدن تل آويو براي حزب‌الله كاري ندارد.

موشك‌هاي حزب‌الله قابل ردگيري توسط سيستم‌هاي ضد موشكي نيستند چون در ارتفاع پايين حركت مي‌كنند. سوخت اين موشك‌ها جامد است كه نگهداري و حمل و نقل آن راحت‌تر از سوخت مايع است و سايت‌هاي پرتاب موشك‌ها متحرك است و به راحتي شناسايي نمي‌شوند.

¨ حزب الله تا الان كاري كرده كه ارتش‌هاي كشورهاي عربي چندين سال پيش نتوانستند بكنند و در عرض شش روز، جنگ را باختند. آمريكا و اسرائيل هم كه صابون حزب‌الله به تنشان خورده احتمالاً با خودشان حساب مي‌كنند كه اگر به ايران حمله كنند، چه اتفاقي ممكن است بيفتد. همه‌ي اين اتفاقات نشانه‌ي ظهور خاورميانه‌اي جديدتر از خاورميانه‌ي جديد آمريكاست!

رضا پارسا

 

+  سه شنبه 31 مرداد1385  19:38  -  سیدمحمدجوادمیری  |