|
|
|
|
|
پیش تر نیت داشتم این یادداشت را به موضوع تخلفات نیروهای امنیتی و انتظامی اختصاص بدهم. امروز دیدم در دیدار تشکل های دانشجویی با رهبر انقلاب، گفتنی ها عمدتاً گفته شده است. از باب یادآوری، بخش هایی از سخنان رد و بدل شده در این دیدار را می آورم. البته دوستانِ یقه گیر نگران نباشند. پلخمون به این زودی ها از این موضوع رد نمی شود. این قصه ادامه دارد، اما لازم دیدم نکات دیدار امروز مرور شود. بخش هایی از مواضع دوستانم در جنبش عدالتخواه دانشجویی -که گویا مورد عنایت آقا هم قرار گرفته و متنش را خواسته اند- و بخش هایی از سخنان رهبر انقلاب.
ریشه بسیاری از مسائل فعلی، مفاسد اقتصادی است بخش هایی از سخنان نماینده جنبش عدالتخواه دانشجویی
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُونُواْ قَوَّامِينَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ. (مائده/8) [اى كسانى كه ايمان آوردهايد، همواره براى خدا قيام كنيد و از روى عدالت گواهى دهيد. دشمنى با جمعيّتى، شما را به گناه و ترك عدالت نكشاند. عدالت كنيد، كه به پرهيزگارى نزديكتر است. و از معصيت خدا بپرهيزيد، كه از آنچه انجام مىدهيد، با خبر است]. [هزینه های لازم و هزینه های زائد] پی گیری عدالت و گفتمان انقلاب اسلامی، با تاکیدات فراوان رهبری و تلاش نخبگان انقلابی در دو دهه گذشته به یک مطالبه عمومی تبدیل شد و در پی تکرار آن از جانب دولت مورد حمایت اکثریت مردم قرار گرفت. پیداست استقامت در این مسیر هزینه های فراوانی در پی دارد که تنها پاره ای از آن در جریانات اخیر مشاهده شد. اما معتقدیم برخی از هزینه ها را می شد با تدبیر بهتر مسئولین امر به ویژه در دستگاه های امنیتی و صدا و سیما کم کرد. ... در جریان اغتشاشات اخير، علی رغم تلاش برای کنترل بحران، شاهد اقدامات تاسف برانگیز عده ای عوامل خود سر نظیر قضیه ی کوی دانشگاه و بازداشتگاه کهریزک بودیم. این نگرانی وجود دارد اقدامی صریح وعلنی، با کسانی که با خودسری خود آبروی نظام را به بازی گرفته اند صورت نگیرد. یا لااقل اطلاع رسانی درستی در این زمینه انجام نشود. [مبارزه با مفاسد اقتصادی، از شعار تا عمل] قریب یک دهه از فرمان حضرت عالی به سران قوا برای مبارزه با مفاسد اقتصادی می گذرد. اما عدم پرداختن به پروندههاي اقتصادي مرتبط با چهرههاي سياسي که مدتها نقل مردم کوچه و بازار است، و عدم برخورد سیستمی با مقوله فساد زمینه ای را فراهم کرده که اتهاماتی در اقدامات افشاگرانه، بدون چهارچوب قانونی طرح شود و از سوی دیگر باعث پیوند نامشروع قدرت و ثروت گردد و مردم نیز احساس برخورد جدی با مفاسد را نداشته باشند. [آسیب شناسی مطالبات دانشجویی] جنبش دانشجویی در طول دو دهه ی گذشته دچار نوعی در جا زدن در مطالبات گردیده است. از سویی مطالباتی نظیر "جمع شدن کالاهای صهیونیستی"، "[کنترل] خصوصی شدن دانشگاه ها" و "اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد" با بی توجهی مسئولین کماکان بر جای خود باقی است. [قانون اساسی و اصولِ بر زمین مانده] همه گرو ههای سیاسی فعال ومسئولین بر قانون گرایی تاکید می کنند. اما نگاه هر یک تنها معطوف به بخش خاصی از اصول قانون اساسی است. مسئله اینجاست که قانون اساسی همه قانون اساسی است. برخی از اصول مهم قانون اساسی که تضمین کننده حقوق اکثریت مستضعف وتامین کنند عدالت متوازن می باشد برزمین مانده است. برای نمونه: اصل هشتم؛ امر به معروف و نهی از منکر که باید تضمین کننده چارچوب ها و ساختار حمایتی برای آمرین و ناهیان و منتقدین درون گفتمان انقلاب باشد. اصل یازدهم؛ وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام برای تشکیل امت واحده اسلامی. اصل چهل سوم؛ عدالت اجتماعی: اصل 29 و بند دوازدهم اصل سوم: فراهم آوردن اقدامات تامینی برای همه مانند بیمه همگانی و مبارزه با فقر و تامین زنان سرپرست خانوار....
نه افراط، نه تفریط... بخش هایی از سخنان رهبر انقلاب اسلامی
[قضاوت بر اساس ظنّ و گمان نمی شود] رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به سخنان چند نفر از دانشجويان درباره لزوم برخورد و محاكمه مجرمان پشت پرده حوادث اخير خاطرنشان كردند: در مسائلي با اين درجه از اهميت، نبايد با حدس و گمان و براساس شايعه حركت كرد.
حضرت آيت الله خامنه اي با اشاره به سخنان دانشجويان درباره لزوم پيگيري دستور رهبري در برخورد با حادثه كوي دانشگاه و مسئله كهريزك افزودند: در حوادث پس از انتخابات تخلفات و جناياتي صورت گرفته است كه بطور قطع با آنها برخورد خواهد شد.
ايشان با تأكيد بر رسيدگي به آسيب ديدگان در مسئله كهريزك و همينطور بررسي موضوع معدود كساني كه در اين مسئله جان باخته اند افزودند: البته اينگونه مسائل نبايد با مسئله اصلي بعد از انتخابات خلط مبحث شود.
حضرت آيت الله خامنه اي تأكيد كردند: من، پيش قراولان حوادث اخير را به دست نشاندگي بيگانگان از جمله امريكا و انگليس متهم نمي كنم چرا كه اين موضوع براي من ثابت نشده است اما ترديدي وجود ندارد كه اين جريان، چه مسئولان و پيش قراولان آن بدانند و چه ندانند جرياني حساب شده بود. البته طراحان اين جريان يقين نداشتند كه طرح آنها اجرايي مي شود اما تحركات بعضي افراد پس از انتخابات، آنها را اميدوار كرد به گونه اي كه طراحان اصلي با گسيل همه وسائل و امكانات رسانه اي و الكترونيكي خود به ميدان، حضور خود و عواملشان را در صحنه تشديد كردند.
رهبر انقلاب اسلامي در بخش ديگري از سخنانشان درباره حمايتهاي رهبري از دولت و رئيس جمهور خاطرنشان كردند: دولت كنوني و رئيس جمهور محترم، مثل همه انسانها، داراي نقاط ضعف و قوت هستند و بنده فقط از نقاط قوت حمايت مي كنم و هركس ديگري نيز اين گرايش، تحرك و جديت را از خود نشان دهد مورد حمايت من خواهد بود.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به جنگ نرم عظيمي كه دشمنان در مقابل ملت ايران و نظام اسلامي به راه انداخته اند، نخبگان فكري از جمله دانشجويان را به هوشياري و فعاليت مبتني بر فكر و تدبر در اين عرصه فراخواندند و افزودند: دانشجويان عزيز، افسران جوان ايران و جمهوري اسلامي در جبهه مقابله با جنگ نرم دشمنان و جريان شيطاني متكي بر زور و تزوير و پول هستند.
۱- متنی که من سال ها پیش در دیدار تشکل های دانشجویی با رهبری خواندم. ۲- خاطرات دوست عزیزم محمدصالح مفتاح از دیدار سال گذشته، در وبلاگش: آن روز که نمی رود از یادم...
|
||
|
+
پنجشنبه 5 شهریور1388 0:48 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
مطهری همچنان مظلوم است.
همچنان مطهری فقط در هفته دوم اردیبشت ماه است که مورد توجه رسانه ها و مردم قرار می گیرد. همچنان گمان می رود هنر مطهری فقط پاسخ به شبهات بوده و دادن رهنمودهای اعتقادی مفید. همچنان عموم متدینان و حزب اللهی ها -حتی همچنان خود من- با خود می گویند «مطهری چیز خیلی خوب و مهمی می باشد؛ اما خب ما که هم هدایت شده ایم و نیاز فوری ای بهش نداریم و هم می دانیم مطهری چه گفته!» همچنان بخش قابل توجهی از حزب اللهی های فرهیخته معتقدند «بله، البته که آثار مطهری به فرموده امام بی استثنا خوب است و به فرموده رهبری مبنای فکری نظام است؛ اما خواندن آثار شهید آوینی و گوش دادن به دکتر عباسی و حجت الاسلام میرباقری ما را بهتر به اهداف انقلابمان می رساند!» مطهری مظلوم است چون ما اصلاْ شک نداریم به این که هم عقایدمان اسلامی است، هم آسیب شناسی هایمان و هم راه حل هایی که به ذهنمان می آید. انصافاً کسی اگر خودش را بر حق نمی داند بگوید! مطهری مظلوم است چون عجله نکردن و اندیشیدن و مبناگزیدن و همه چیز را به یک نظام فکری مستدل ارجاع دادن، مظلوم است. مطهری مظلوم است چون ما ظالمیم. «و کان الانسان ظلوماً جهولاً». و هر چه بر سر ما می آید از همین جهل ظالمانه ای است که داریم. در فرهنگ مان و در سیاست مان، در اعتقادمان و در اقتصادمان.
»» ادامه یادداشت را از این جا بخوانید |
||
|
+
پنجشنبه 10 اردیبهشت1388 14:40 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
» جهانشاهنامه
۱. اصل خبر این است: جهانشاهی بعد از گذشت هفت ماه حبس در زندان اوین، 28 اسفند با فرمان رهبر انقلاب آزاد شد. ۲. وقتی یک طلبه یک لا قبا مثل جهانشاهی می تواند این همه زمینه ی آزمایش باشد، ببین مجموع بلوای آخر الزمان و نبرد حق و باطل و جنگ فقر و غنا و سرانجام ظهور حضرت موعود چه می کند و خواهد کرد با ما ضعیف الایمان ها و ضعیف البصیرت ها! و اصلاً چه فرقی دارد یک آزمایش و صد آزمایش برای کسانی که نمی خواهند کارآزموده شوند؛ ... »» ادامه یادداشت را از این جا بخوانید |
||
|
+
دوشنبه 3 فروردین1388 14:6 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
ده مطالبه مصداقی برای مبارزه با منافع صهیونیسم بیانیه مجمع مطالبه مردمی مشهد درخصوص مبارزه با رژیم صهیونیستی و منافع آن
«همه مومنان دنیای اسلام به هر نحو ممکن موظف به دفاع از زنان و کودکان و مردم بی دفاع غزه اند و هرکس در این دفاع مشروع و مقدس کشته شود شهید است.» ولی امر مسلمین جهان و رهبر انقلاب اسلامی، آیت ا... العظمی خامنه ای جنایت مکرر رژیم صهیونیستی در سرزمین های اشغالی و سکوت تشویق گرانه سران سازشکار عرب، خشم همه مسلمانان راستین و بلکه تمام انسان های آزاده را برانگیخته است. غیرت مردم و جوانان انقلابی ایران اسلامی نیز همچون سایر ملل به جوش آمده و این فرصتی مبارک برای زدن ضربات اساسی بر پیکره رژیم صهیونیستی و منافع آنان است. مجمع مطالبه مردمی مشهد مقدس وظیفه خود می بیند، از دولتمردان و مردم انقلابی ایران بخواهد به ابراز برائت و انزجار خود اکتفا نکرده بلکه به ترویج و نیز عملی کردن دغدغه های خود همت جدی گمارند. در همین راستا این مطالبات مطرح می شود: 1- بر تک تک علما و مبلغان و مداحان لازم است از فرصت مهم محرم و صفر برای تبیین وظیفه شرعی مردم برای کمک به مظلومان از جمله مردم بی گناه و مسلمان غزه، تشریح اهداف و عمق جنایات اسرائیل، ترویج روحیه جهاد و مقاومت و وحدت اسلامی و ... بهره گرفته و فضا را بر گرایش های حجتیه مآبانه و نگرش های صرفاً احساساتی و تاریخی نسبت به ماهیت عاشورا تنگ کنند. 2- تک تک مومنان نیز در مواجهه خود با روحانیت معظم و مداحان اهل بیت، بر اساس اصل دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر، نگذارند این ایام در فضای هیآت و مساجد و تکایا و روضه های حضرت اباعبدا... نسبت به عاشورا و کربلای امروز مسلمانان غفلت و تغافل صورت گیرد. 3- صداوسیما باید همین امروز قرارداد شرم آور خود با شرکت «مگی» (وابسته به نستله) در خصوص تبلیغات روزانه کالاهای این شرکت صهیونیستی در برنامه های آشپزی را لغو کرده و سایر محصولات حامی صهیونیسم خونخوار را نیز از تبلیغات در رسانه ملی محروم سازد. 4- صداوسیما نباید به انعکاس اخبار جنایات رژیم صهیونیستی برای عموم و تحلیل مسائل فلسطین در برنامه های مناسب خواص اکتفا کند. بلکه باید سؤالات و شبهات رایج در افکار عمومی پیرامون تاریخ فلسطین، لزوم کمک به کشورهای مسلمان و مظلوم، کم و کیف کمک مردم و نظام اسلامی به آنان و ... را ابتدا به طور دقیق و جزئی شناخته و سپس با تولید مکرر برنامه های پرمغز اما ساده و جذاب، به آن ها پاسخ های مناسب دهد و تبلیغات و شایعات غلط در این خصوص را دفع کند. 5- صداوسیما باید به طور مستمر، علیه کالاهای شرکت های حامی رژیم صهیونیستی برنامه هایی جذاب و روشن تولید کرده و سلاح مهم و کاربردی «تحریم کالاهای صهیونیستی در کشورهای اسلامی» را در ام القرای جهان اسلام فعال کند. 6- صداوسیما نباید تجربه خجالت آور خود در انعکاس ضعیف مقاومت سی و سه روزه حزب ا... لبنان در برابر اسرائیل را مجدداً تکرار کند. در صورت باز شدن مرزها، اعزام خبرنگاران شجاع، صاحب نظر و حرفه ای و تولید مستندها و گزارش های هنری و عمقی به جای انعکاس سطحی اخبار فلسطین، وظیفه ای بدیهی برای رسانه ملی است. 7- وزارت خارجه و وزارت بازرگانی مطابق مصوبه مجلس شورای اسلامی موظف به طراحی برنامه جامعی برای قطع کردن پای کالاهای صهیونیستی از کشور بوده اند که این مهم همچنان عملی نشده است. علاوه بر مسئولان سابق این دو وزارتخانه که در این امر کوتاهی کرده اند، مسئولان فعلی نیز باید دلیل این بی همتی را توضیح داده و هر چه زودتر لایحه کامل و مؤثری در این خصوص به مجلس شورای اسلامی ارائه کنند. فهرست تفصیلی و مستند کالاهای صهیونیستی نیز باید هر چه زودتر توسط این دولتمردان ارائه شود تا ابهامات موجود در این باره به سرعت از میان برود. 8- از پیش از پیروزی انقلاب به نظر حضرت روح ا...، یکی از بهترین راه های مبارزه مسلمانان با اسرائیل، تحریم کالاهای صهیونیستی بوده است. از استانداری خراسان رضوی و نیز شهرداری مشهد مقدس می خواهیم همین امروز به جمع آوری تبلیغات کالاهای صهیونیستی از جمله خانواده نستله و نوکیا از سطح شهر مشهد اقدام کرده و برای جبران خطاهای گذشته، تبلیغات منفی برای این کالاها را آغاز نمایند. از عموم مردم و بویژه جوانان انقلابی نیز انتظار می رود مبارزه درازمدت و مؤثر با رژیم صهیونیستی از این طریق را جدی گرفته و به فرهنگسازی در محیط های خود اولاً و پیگیری آن در محیط های عمومی و کلان ثانیاً توجه کافی داشته باشند. 9 - از دولت جمهوری اسلامی و قوای انتظامی خواستاریم برنامه های مردمی و دانشجویی در خصوص تقاضای اعزام به غزه، تجمعات و تحصنات در اعتراض به سکوت مجامع جهانی و سران عربی در قبال فاجعه غزه، راه انداختن موج های انسانی برای حرکت به سوی غزه و ... را مورد حمایت قرار داده، پیشرو فعالیت های مؤثر و مفید در این خصوص باشند و نه مانع آن. 10- از عموم مردم و دانشجویان مسلمان و انقلابی ایران بویژه مشهد مقدس خواستاریم، شور انقلابی و برائت قلبی و عملی خود در این برهه حساس را در مقاطع پس از این فراموش نکرده و با الگوگیری از اصحاب عاشورایی اسلام ناب محمدی (ص)، درصدد رفع خلأهای فکری، ارتباطاتی، خبری و... در جبهه متحد حزب ا... باشند. تحقق کامل بسیج جهانی اسلام، منوط به کنار گذاشتن سستی ها، بدبینی ها و گسل ها در میان معتقدان به خط اصیل امام و رهبری است و تلاش برای برنامه ریزی مستمر، نیروسازی جامع و ارتباطات بین تشکلی از ضروریات اولیه ماست برای عمل به رسالتهای دینی وانقلابی و برداشتن گام هایی که ان شاء ا... به محو تمام جلوه های استکبار و اسلام امریکایی در جهان منجر خواهد شد. اهل بصیرت، در درّندگی دیوانه وار اسرائیل، نشانه های مرگ این گرگ وحشی را می بینند. و زودا که امت اسلام با اتکا به جهاد روشن بینانه خود، وعده های قرآنی را متحقق ببینند. انّهم یرونه بعیداً و نریه قریباً. مجمع مطالبه مردمی مشهد مقدس 10 دی 1387
|
||
|
+
سه شنبه 10 دی1387 12:4 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
این سفر، آن سفری نیست که از نیمهي راه دو سه گامی که پدر رفت، پسر برگردد ...
اولین پیششمارهي ماهنامه راه توسط تحریریهي سابق ِ «سوره» منتشر شد. یا به قول دوستان، راه باز شد. ویژه نامهای برای قیصر امینپور، با نوشتارها و گفتارهایی از چهرههای مختلف؛ از علامه حکیمی و دکتر دینانی و دکتر داوری بگیرید تا یوسفعلی میرشکاک و محمدکاظم کاظمی و همین طور بگیرید بیایید تا سهیل محمودی و عبدالجواد موسوی! «راه» قرار است همان خط محتوایی «سوره» چهارم را پیبگیرد. یعنی نگاه جبههای، تاریخی، آسیبشناسانه و جهانی به فرهنگ و هنر؛ یعنی آشتی دادن هنر و جامعه؛ یعنی آشناکردن بچههای انقلاب با داشتهها و نداشتههای فرهنگیشان؛ و از همه یعنیتر: تبدیل جزیرههای پراکندهي فرهنگی به جبههي فرهنگی. و البته این بار برخلاف «سوره»، «راه» دیگر ذیل حوزه هنری و ما یشبهه نیست؛ امتیازش مال «دفتر مطالعات جبههي فرهنگی انقلاب اسلامی» است و صاحبش خودش است. و اما بعد، غیر از اشتراک و خرید دکهای، همچنان راه برای توزیع پارتیزانی راه، باز است. اهل کار چهره به چهره، و بچه های مساجد و دانشگاهها و غیره، بسم الله... غیرمشهديها با دفتر تهران در تماس باشند (۶۶۹۶۷۰۰۹ / ۶۶۹۶۸۸۹۷). و مشهدیها راه را یا از راه فروشگاه کتاب آفتاب (۲۲۲۲۲۰۴) به دست بیاورند، یا مؤسسهي نرمافزاری آرمان (۷۲۷۲۶۰۰) و یا دفتر مطالعات جبههي فرهنگی شعبهي مشهد (۷۶۸۷۴۸۷، عصر روزهای فرد). و اهل توزیع پارتیزانیش لزوماً با آخری تماس بگیرند. و دیگر هیچ، الّا این که به امید خدا، طوفان دیگری در راه است... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ به مناسبت راهاندازي مجدد نشريهي جبههي فرهنگي انقلاب، از چند دوست ناباب وبلاگي يك دعوت صميمانه ميكنم براي پاسخ دادن به چند پرسش: ۱- تأثيرگذارترين و ويژهترين مطالبي كه در «سوره» خوانديد یا دنبال ميكرديد چه بود؟ ۲- «سوره» دست روي خيلي سوژهها گذاشتهبود كه «راه» هم لابـُد بايد پيشان را بگيرد. اما حالا «راه» باید وارد کدام عرصههای بکر و دستنخورده در قصهي جبههی فرهنگی شود كه سوره نشدهبود؟ ۳- همهی این حرف و حدیثها برای این است که «جبههی فرهنگی انقلاب اسلامی» از وضع بالقوه تبدیل شود به حالت بالفعل. براي اين بالفعل شدن، مهمترين چالش و مانع كدام است؟ محض نمونه، تقاضا ميكنم برادر مفتاح (وبلاگ پاسخگويي)، برادر ولوي (وبلاگ توهمات)، برادر خالقي (وبلاگ زمبور) و برادر دسترنج (وبلاگ فهميرا) به اين پرسشها پاسخدهند و با هر كه صلاح ميدانند پرسشها را در ميان بگذارند. پاسخهاي خودم هم در پست بعدي وبلاگ انشاءالله، در كنار لينك پاسخهاي دوستان.
|
||
|
+
پنجشنبه 20 دی1386 18:25 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
سید حسن حسینی و سلمان هراتی در کنار قیصر امین پور
درد، درد، درد، درد ابوالفضل زرویی نصرآباد
|
||
|
+
سه شنبه 8 آبان1386 22:15 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
چمرانبهروايتشجاعي
برایم باورکردنی نيست. گفتهاند ميآيد تا در همايش «مثل چمران» سخنبگويد. ساعت ۵ تا ۷. سیدمهدی شجاعی و سخنرانی در یک همایش عمومی؟ بعد از اين همه وقت كه نه سروكلهاش جايي پيداشده و نه چيز زيادي منتشركرده؟ كه نميدانم از بيمارياش بود يا ازدستدادن دخترش يا تعطيلي نيستانش يا همه يا هيچكدام؟! برای من حتی همان حضور مجازیاش با تمام کمرنگی، تعجبآور بود، چه رسد به چنين خبري. ساعت پنجونيم ميرسم. نگران از اين كه سخنراني سيد شروعشدهباشد. اما هنوز مراسم هم شروع نشده. اثري از آمدن سيد هم نيست. مرتب در را ميپايم تا آمدنش را هم از دست ندهم. قرآن كه شروعميشود، سروكلهي او هم پيداميشود. واي كه موهايش چقدر سفيد شدهاند. اولين بار كه ديدمش ارديبهشت ۸۲ بود. نمايشگاه كتاب، غرفهي نيستان. و «آفتاب در حجاب»ي كه براي همسرم امضاكرد و الآن گمشده! نسبت به آن روز پيرتر شده اما سرحالتر بهنظرميآيد. بعد از سرود ملي، مجري روي سن ميرود و پشت تريبونش ميايستد و باز سلام و خوشآمدگويي و تشكر ويژه از مهمانان ويژه. اما نميدانم به چه حسابي اسم معاون استاندار را قبل از اسم سيد ميآورد. شايد روي همان حساب كه معاون استاندار قرار است قبل از سيد حرفبزند. جناب معاون، کلی سخنميراند و همان لحظهاي كه منتظرم والسلامش را بگويد، تازه چندبار عذر ميخواهد از اين كه «مطالبي كه عرض خواهم كرد جمعبندي شده نيست و فرصتی هم نبود و ...» و باز کلی حرف و نظريه. و من در تمام اين مدت سعي دارم يك جوري سر خودم را گرم كنم. بعد نيمساعت، مجري ميرود پشت تريبون: «از شاعر گرانقدر، جناب آقاي حميدرضا شكارسري دعوت ميكنيم كه به سرعت تشريف بيارن و شعرشون رو سريع برامون بخونند». و شعرخواني سريع شكارسري و كليپي با صداي شهيدچمران و حالا ديگر نوبت اصل كاري است. مجري همينطور كه پشت تريبون ايستاده، با دست اشاره ميكند به جايگاهي كه آن طرف سن گذاشتهاند «و حالا دعوت ميكنيم از مهمان عزيز و گرانقدرمون، جناب استاد سيدمهدي شجاعي كه در ادبيات اين كشور از چهرههاي بهنام هستند تا در پشت جايگاه قرار بگيرند تا از سخنانشون بهره ببريم...» سيد بلند ميشود و ميرود روي سن. مجري يكبار ديگر اشارهميكند به جايگاه: «بله، جناب شجاعي، بفرماييد بنشينيد ...» سيد مينشيند و شروع ميكند: «بسم الله الرحمن الرحيم...» كه دوباره صداي مجري توي سالن ميپيچد: «جناب شجاعی، ببخشید، ميگن قراره برنامه ضبط تلويزيوني بشه؛ اگه لطف كنيد تشريف بيارين اينجا پشت تريبون تا بتونن برنامه رو ضبط كنن.» ميدانم كه براي سيد مهم نيست؛ اما دوست دارم تريبون را بردارم و بكوبم توي فرق خودم! سيد ميرود پشت تريبون و دوباره: «بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم صل علی فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها و السرّ المستودَع فيها بعدد ما احاط به علمك. اللهم العن الجبت و الطاغوت...» سيد از ربطش به چمران حرف ميزند و اینكه «سه سال است روي زندگي شهيدچمران كار كردهام ونتيجهاش شده يك فيلمنامهي سيزده قسمتي براي شبكهي يك كه در انتظار ساختهشدن است» و من توي دلم دعا ميكنم كه صداوسيما ديگر اين يكي فيلمنامه را حرام نكند و براي كارگرداني ندهدش دست مناسبتيسازها. از اين ميگويد كه يادكردن بزرگان نه براي تجليل و توصيفشان است، كه براي تقرب و تكامل خودمان است و «ذکر علیّ عبادة را از همين رو گفتهاند». به تحقيقاتش در ايران و لبنان و مصر اشارهميكند و اينكه «ابتدا گمان ميكرديم ميرويم بنياد شهيد چمران و مواد خام تحقيقي را ميگيريم و نوشتن را شروع ميكنيم؛ اما ديديم آنجا هم چيزي نيست.» از نترسي و كمخوابوخوري چمران ميگويد. و اينكه او در اوج حماسي بودن چقد دلنازك و عاطفي بوده. اما مهمترين ويژگي چمران را «تـفقـّه در دین و انتخاب درست وظیفه بر اساس آن فهم درست» میداند و میگوید: «ماجراي چمران، ماجراي عمل صالح نبود؛ ماجراي احسنُ عملاً بود.» هفت و ربع، اذان است و سيد بايد حرفهايش را زودتر تمام كند تا قبل نماز نوبت به برنامههاي بعدي همايش هم برسد. شجاعيِ خونم هنوز پايين است. دوست دارم فرصتي پيش بيايد تا از خودش بيشتر بشنوم. آخرِ جلسه عابس قدسي را ميبينم: «پرسیدی که تا کی مشهد است؟» پرسیده. بلیط برگشت مال ۱۰ شب است و سید هنوز زیارت هم نرفته. پس هوس بیشتر دیدن سید را از کلهام بيرون ميكنم و ميآيم بيرون. تنها با اين اميد كه اين آخرين باري نباشد كه سيد آفتابي ميشود.
|
||
|
+
جمعه 1 تیر1386 17:40 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
فصلبازگشتبهمبانيفكريانقلاب
بسم الله الرحمن الرحيم «و اذ قال ربك للملائكة اني جاعل في الارض خليفة، قالوا اتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك، قال اني اعلم ما لاتعلمون» **** حضور رهبر فرزانه انقلاب در میان جوانان دانشجوی استان خراسان رضوي و سخنان ایشان درباره «تبیین مدل اسلامی-ایرانی پیشرفت» می تواند مقدمه ای بر جهش علمی بزرگ دانشگاهها به سوی ایفای نقش در احیای تمدن نوین اسلامی باشد. البته شرط این جهت گیری این است که بدون عبور اهمال گرانه از کنار دیدگاههای رهبر انقلاب و برخورد شعاری با آن، به زوایای مختلف این دیدگاهها و دغدغه ها توجه شده و چارچوب نظری مورد اهتمام ایشان به خوبی تبیین گردد. بدون این نگاه تحلیلگرایانه، نتیجه یا عبارت خواهد بود از برخورد مقطعی و تشریفاتی با آن، و یا فعالیتهای ضعیفی که نه تنها به پیشبرد اهداف مورد نظر رهبری نمی انجامد بلکه حتی ممکن است به این حرکت خلل وارد کند. تنها به عنوان مقدمه ای بر تحلیل سخنان رهبر انقلاب در دانشگاه فردوسي مشهد، نکاتی گوشزد می شود. 1- از بزرگترین خلأهای موجود در حرکتهای فرهنگی و سیاسی دانشجویی، بی مهری نسبت به مبانی ایدئولوژیک و خودسازی عقیدتی است. بسا مجموعه های دانشجویی ای که برای انجام فعالیتهای زودبازده آمادگی کامل دارند اما وقتی نوبت به مطالعات و مباحثات فکری می رسد، با بی حوصلگی نسبت به این مسائل برخورد می کنند. این روحیه نه تنها منجر به تهی شدن حرکت های دانشجویی از محتوا و هدف می شود بلکه باعث می شود افکار بی ریشه اما جذاب و حق نما، در مقاطع مختلف جای خود را در محیطهای دانشجویی بازکرده و نوعی احساس استغنای فکری نسبت به مبانی ایدئولوژیک انقلاب اسلامی را در آنها به وجود بیاورد. تاکیدات مکرر رهبر انقلاب بر «خودسازی فکری» و روش روشن معظم له در تبیین «مبانی انسان شناختی» برای رسیدن به الگوی عملی پیشرفت بومی، نشانگر جایگاه خطیر مبانی ایدئولوژیک در اندیشه ایشان است. «معنویت دینی» که رهبر انقلاب اسلامی آن را جوهره و وجه تمایز تمدن اسلامی از تمدن غرب می دانند، اگر به معنویتی فارغ از استحکام فکری و نظری تفسیر شود، تفاوتی با معنویت مورد ادعای غرب نخواهد داشت. معنویت ناب دینی زاییده جهان بینی جامع نظری و زایندهی جامعه پردازی پویای عملی است که این دومي نیز بدون مبانی نظری متقن ممکن نیست. تشکل های دانشجویی به ویژه تشکل های دانشگاهی مشهد مقدس اگر می خواهند دنبالهی حقیقی جوانان مسجد کرامت و مسجد امام حسن مجتبی (ع) باشند، باید به تعبير رهبر انقلاب، «مبانی نهضت اسلامی» را همچون آنان با اتکا به کار فکری مستمر و معنادار به دست آورند تا بتوانند استمرار علمی و عملی نهضت را در دهههای آینده تضمین کنند. کارنامه تشکلهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دانشگاهی و غیر دانشگاهی در رجوع مستمر به مبانی قرآنی، تاریخی، فلسفی و بازخوانی دائم اندیشه های بنیادین رهبران فکری انقلاب اسلامی از جمله امام راحل (ره) و استاد شهید مرتضی مطهری کارنامه قابل عرضهای نیست و باید در این عرصه تجدید نظری اساسی صورت گیرد. 2- نگاه دقیق رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به مقوله تحول و پیشرفت و نقد افراط ها و تفریط ها در این زمینه، از کلیدهای مهمی است که همگی باید به آن توجه عمیق داشته باشند. چه بسیار که شاهد بوده ایم فضای تشکلهای دانشگاهی به سبب ضعف مبانی نظری، دچار این نگاههای افراطی یا تفریطی شده اند. گاه با تمسک به بعضی از آموزه های روشنفکری غربي و گاه با رویکرد متحجرانه به مخالفت افراطی با هرآنچه بویی از تجربه بشری و توسعه برده، پرداختهاند و گاه با روحیه ای مأیوس از زایش نظری مبانی انقلاب اسلامی، حساسیت خود به بلعیده شدن نظام اسلامی در نسخهی نظم نوین جهانی را از دست داده اند. آنگاه که اندیشه های ناب امام راحل، رهبر انقلاب اسلامی، شهید مطهری و سایر متفکران انقلاب مورد بی توجهی واقع شده و این چهرهها صرفا تبدیل به چهره های بزرگ داشتنی -و دیگر هیچ- می شوند، بروز چنین رویکردهایی طبیعی است. امروز روز بازگشت به مباني عميق فكري انقلاب اسلامي است و فضاهای دانشجویی باید به دقت مراقب باشند که برای پیگیری دغدغه های رهبر انقلاب اسلامی در این زمینه، عملاً در دام مبانی نظری جذاب اما بی عمق افراطی و تفریطی قرار نگیرند. تحلیل دقیق رویکرد خاص رهبری مثلاً فرمایش ایشان مبنی بر استفاده از ماده عملی غرب با صورت بندی جدید، از نیازهای نظري مبرم برای آغاز صحیح مسیر پیگیری دغدغهی الگوی پیشرفت ایرانی-اسلامی است. 3- جمع بین آرمانگرایی و امیدواری نکته کلیدی دیگری است که می تواند معیار سنجش فضای تشکلهای فعال دانشگاهی و غیر دانشگاهی قرار گیرد. آنچه در این فضاها مرسوم است یا رویکردی آرمانگرایانه اما سرشار از تلخی و حس شکست خوردگی در مسیر تحقق آرمانهای انقلاب تا کنون است و یا اگر نشانه ای از امیدواری و ارزیابی مثبت از عملکرد نظام مشاهده می شود، این روحیه و نگاه به قیمت کوتاه آمدن از آرمانهای متعالی انقلاب و اتخاذ رویکرد توجیه گرایانه است. جمع بین «آرمانگرایی کامل» (که برای چندمین بار مورد مطالبه صریح رهبر انقلاب قرار گرفت) و «روح امید و اعتماد به نفس و مثبت نگری» در ارزیابی گذشته و تعیین چشم انداز آینده (كه آن هم مورد تاكيد رهبر انقلاب در اين ديدار بود)، هنر بزرگی است که البته تشکلها و فعالان دانشجویی آن را بدون تمسك دو چیز بدست نخواهند آورد. اول عقلانیتی فراگیر و متکی به اندیشههای متعالی انقلاب اسلامی، و دوم به دست آوردن واقعگرایی آرمانگرایانه. هر یک از آرمانگرایی و واقعگرایی بدون دیگری قاتل اصل آرمانگرایی اند و تنها واقع گراییای که تفصیل و تحلیل آرمانگرایی باشد می تواند ما را در مسیر تحقق آرمانها یاری کند. 4- از دیگر دغدغههای رهبری که در دیدار ایشان با طلاب و روحانیون مشهد مقدس نیز منعکس بود، لزوم فضای تحمل طرفینی میان مشربهای نظری و سلایق عملی مختلف است. تا وقتي اهالی دین و انقلاب، تفاوتهای نظری و عملی خود را بهانه ای برای جبههگیری و تنش بکنند، دشمن پیروز خواهد شد. در دو دهه گذشته شاهد بودهایم که درگیریهای کوته نظرانه میان تشکلهای دانشجویی -به هربهانهای و در هر موقعیتی- باعث ايجاد رویکردی انفعالی در برابر همدیگر در عوض رویکردی فعالانه در مطالبه و تحقق بخشی آرمانهای انقلاب بوده است. بدیهی است شعار وحدت به معنای محکوم کردن اختلاف نظرها نیست بلکه به معنای ایجاد فضای همدلانه برای رشدی مطابق ظرفیت و لیاقت هر گرایش نظری و عملی است که خود را برای خدمت به اندیشههای ناب دینی و انقلابی مهیا کرده است. ***** در پایان لازم است ارزیابی کوتاهی از شیوهی برگزاری و انعکاس جلسه داشته باشیم. مدیریت رسمی در فضای پویای دانشجویی تا آن حد که حتی همه شعارها نیز از تریبون صادر شود، عدم اختصاص فرصت به همه تشکلهاي دانشجویی علیرغم تاکیدات همیشگی رهبر انقلاب بر طرح دیدگاههای مختلف دانشجویی، بی توجهی برخی دانشجویان در استفاده مناسب از وقت و طرح مطالبات کلی و گاه غیر واقعی به جای طرح مطالبات عینی، دقیق، مدلل و اولویت بندی شده و از طرفی انعکاس ناقص سخنان دانشجویان از صدا و سیما نمونه اشكالاتي است که با تجدید نظر در آن ها میتوان به نمونهای ایدهآل تر از مدیریت صحیح چنین جلسات مهمی نزدیک شد. ان شاء الله.
مجمع مطالبه مردمي مشهد مقدس 7 خرداد 1386
|
||
|
+
دوشنبه 7 خرداد1386 11:34 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
آنچهانقلابمانمیگوید گفت و گو با رئیس فدراسیون دانش آموزان کوبا ماهنامه نگاره . شماره ۱۲۰
گفت و گو: جمال یزدانی، عليرضا شامخي عكس: احسان رأفتي
روزهاي پاياني سال ۱۳۸۵. هواي باراني. خيابان طالقاني. هتل انقلاب. نزديكي هاي اينجا لانه جاسوسي آمريكاست. می خواهیم برویم و یک هيئت پنج نفره را ببینیم که آخر سال آمده اند تا ايران را ببينند. کسانی که از با سابقه ترين دشمنان آمريكايند. کوبا كشوري است كه ما هر وقت نامش را مي شنويم ياد آن ريشــبلندِ هفتاد و چند ساله مي افتيم كه پنجاه سال است رهبر كوبائي هاست. كسي كه هنوز لباس نظامي اش از آغاز انقلاب كوبا در سال ۱۹۵۹ يعني دقيقاً ۲۰ سال قبل از انقلاب ما تغيير نكرده است. كسي كه پاتريسيا مليچيا، رئيس فدراسيون دانش آموزي كوبا، نامش ازدهانش نمي افتد. و آن قدر از او با احترام ياد مي كند كه انگار دارد از پدر بزرگش صحبت مي كند. پاتريسيا مليچيا در حالي كه خستگي از چشمانش مي بارد، شام نخورده مي آيد و مي نشيند تا مصاحبه كنيم. آخرهاي مصاحبه مي گويد روده هايش همديگر را دارند مي خورند. نگاره- در ایران روزی به نام ۱۳ آبان داریم که روز دانش آموز است. سالگرد شهادت دانش آموزان ایرانی به دست رژیم شاه است. اين روز، به خاطر تسخير سفارت آمريكا، روز مبارزه با استكبار جهاني هم نام گرفته است. نسبت دانش آموزان کوبایی با انقلاب سال ۱۹۵۹ کوبا چیست؟
در تاريخ هر دو كشور جوانان نقش مهمي را ايفا كردند. درباره كوبا هم گر چه مبارزات به دو قرن قبل بر مي گردد، جوانان نقش فعالي داشتند، مخصوصاً در اوايل قرن بيستم كه حرکتهایی عليه دست نشانده هاي آمريكا مثل باب ليستا و ماتديادو، انجام شد. دانش آموزان به خيابانها ريختند و قيام كردند.با اعتصابي كه دانش آموزان همراه دانشجویان کوبایی انجام دادند، دولت مايتادو از ميان رفت. مثال ديگر حمله نوجوانان و قتل پادشاه كوبا بود. اكثريت كساني كه در اين كارها حضور داشتند دانش آموز بودند. شعار نويسي ها و پلاكارد نويسي ها به عهده دانش آموزان بود. اينها را جلوي چشم پليس ها انجام مي دادند كه ممكن بود خيلي برايشان گران تمام شود. يا براي زندانيان سياسي غذا و دارو از ميان مردم جمع مي كردند. اينها همه در قبل انقلاب بود.
نگاره- ما انجمن های اسلامی دانش آموزان ایران هستیم. نام تشكلي كه شما در آن فعاليت مي كنيد چيست؟
من رئيس فدراسيون دانش آموزي كوبا هستم. ما سيصد و سي هزار عضو داريم که شامل بچه های فني و حرفه اي و پيش دانشگاهي است. نظام آموزشي ما این گونه است که بچه های دبیرستانی به یکی از دو سیستم پيش دانشگاهي یا فني حرفه اي می روند.
نگاره- اطلاعات تاريخي ای که از كوبا دارید را شخصاً ياد گرفته ايد يا فدراسيون دانش آموزي و نظام آموزشي كوبا برنامه هائي براي انتقال اين تاريخ به بچه ها دارد؟
عوامل زيادي مؤثر بوده است. در كوبا به تاريخ كشور خيلي بها داده مي شود و به دانش آموزان ريشه هاي انقلابي شان آموزش داده مي شود. در مقاطع مختلف اين اصول را آموزش مي دهند. مثلاً مي توانم به سن خوزه مارتيني اشاره كنم كه يك شاعر و مبارزه كوبائي است . او مي گويد: وطن بشريت است، وطن انسانيت است. در واقع به ما ياد مي دهند كه نه تنها تاريخ خودمان بلکه كشورهاي ديگر را هم بیاموزیم. این الگوها برای نسل های قبل هم اجرا می شده است. الان هم شما مي توانيد ببيند كه دانش آموزاني كه در انقلاب كوبا شركت داشته اند اکنون در هيأت حاكمه كوبا حضور دارند. مثلاً رئيس مجلس آقاي ريكاردو، آن زمان دانش آموز مقطع پيش دانشگاهي بوده است.
نگاره- ساختار تشكيلاتي اي كه بر فدراسيون دانش آموزی کوبا حاكم است را مي توانيد توضيح دهيد؟ نظام آن شورائي است؟ آيا همه شوراي مركزي آن دانش آموزي است؟
سلول ها و مركز اصلي فدراسيون، كلاسهاي درس در سراسر كشور است و تشكيل ما مهمترين بخش اش يك نماينده در هر كلاس است. اين نماينده از سوي دانش آموزان آن كلاس انتخاب مي شود. از نماينده هاي اين كلاسها افرادي انتخاب مي شوند در سطح مدرسه، و در سطح مدرسه گروهي تشكيل مي شود كه حالت دبير خانه اي دارد. مسئول نشريه. مسئول فرهنگي. مسئول مطالعات بچه ها. در كوبا پانزده استان و 169 شهر وجود دارد. در هر شهر، يك ساختار از اين سازمان وجود دارد كه به دبير خانه در شهر معروف است و مجمعی برای آن گروههاي مدرسه اي به حساب می آید. در سطح استاني و ملي هم اين سازمان هست.
نگاره- شوراي مركزي فدراسيون ملي، همه دانش آموزند يا از بزرگترها و مسئولين آموزشي هم كسي حضور دارد؟
در سطح ملي هم تمام مديران ما دانش آموزان هستند. فقط جايي كه نياز به كمك بزرگترها باشد آنها وارد مي شوند. ما در فدراسيون از اتحاديه جوانان كمونيست كمك مي گيريم كه در همه سطوح شهري، ملي و استاني به ما ياري مي دهند. مقر ساختمان سازمان دانش آموزي هم در همه سطوح در كنار ساختمان اتحاديه جوانان كمونيست است. هر چند ما خود مختار هستيم اما چون به لحاظ مالي به اينها وابسته ایم، خيلي از آنها استفاده مي كنيم. البته وزارت آموزش و پرورش هم به ما كمكهائي دارند.
نگاره- محتوای فکری و ارزشها و آرمانهایی که فدراسیون شما می خواهد به دانش آموزان منتقل كند، از طرف اتحاديه جوانان كمونيست است يا خودتان تعیین شان می کنید؟
ما فعاليت و پويائي خودمان را در محتوا داريم، اما در بحث آرمان هاي انقلاب از اتحاديه كمونيست هم كمك مي گيريم. به خاطر سن متفاوت ما، فعاليت هایمان متفاوت است اما جاهايي كه بحث اهداف انقلاب باشد مسيرمان يكسان است. «راه واحد» كه حزب و فيدل به ما مي گويند، راهي نيست كه اتحاديه مي گويد، بلكه راهي است كه انقلاب مي گويد. آرمانهای ما مال حزب و اتحاديه نيست و متعلق به كشور و انقلاب است. من مي خواهم تجربه اي را بگويم. هفت سال پيش مافيا گونزالس را دزديدند. او يك دانش آموز بود. در اين زمان دانش آموزان و اتحاديه، مبارزه عقيدتي را شروع كردند و نسبت به اين ماجرا اعتراض كردند. تظاهراتهاي گسترده به راه انداختند كه مردم هم در آنها شركت كردند. حتي فيدل در اين راهپيمائي ها شركت كرد تا اينكه حرفها شنيده شد. شبیه این اتفاقات در سطح بين الملل هم انجام شده است ولی در آنها حرف كودك و نوجوان ناديده گرفته شده، اما در كوبا انقلاب برای دانش آموزان و نسل هاي بعدي احترام زيادي قائل است، اعتماد زيادي به مسئوليت جوانان دانش آموز نسبت به آينده دارند. به خاطر همين در سطوح مختلف اصول را به آنها ياد مي دهند تا از ميهن و آن چيزي كه به آنها به ارث رسيده دفاع كنند. اين فدراسيون نشست هائي در سطح شهر و استان با مقامات عالي كشوري دارند. مقامات عالي در بين جمع دانش آموزان شركت مي كنند و به سؤالهاي آنها پاسخ مي دهند. ما هر پنج سال يك بار كنگره داريم و در تمامي كنگره هائي كه در اين چند ساله برگزار شده آقاي كاسترو شركت كرده است. در يك كنگره ايشان گفت: مأموريت اين فدراسيون، دفاع و مراقبت از انقلاب كوباست.
نگاره- نقش اين فدراسيون در نقد دولت يا تنظيم رابطه اين فدراسيون با سياستهاي دولت چگونه است؟ شما آزادی نقد و ارزیابی عملکرد مسئولانتان را دارید؟
وقتي رهبر كشور، فيدل، با اشتياق حرف جوانان را گوش مي كند بقيه نمي توانند اين كار را نكنند. اصلاًاين ها جزء اصول انقلاب است و كسي نمي تواند از آنها تخلف كند. اين مسئله برخاسته از آرمانها و ديدگاههاي فيدل است و تمام مقامات در اين بستر بزرگ شدند و نميشود گفت فقط حرف آقاي فيدل اين گونه است. فيدل به عنوان فرمانده كل قوا تمام وقتش را براي شنيدن حرف ها ميگذارند. آقاي فيدل در آغاز برنامه ها و پروژه هائي كه براي مملكت داشتند، به دانشگاهها و سازمانهاي دانش آموزي مي روند و اول نظرات آنها را مي گيرند و آن تصميم را به اجرا نمي گذارند تا اول نظرات آنها را بشنوند. مثلاً حتي برای تغيير در نظام سياسي مملكت هم بايد نظر دانش آموزان را بصورت مستقيم بشنوند. در كنگره فدراسيون ما كه پنج سال قبل برگزار شد درباره نحوه ورود به دانشگاه مسائلي مطرح شد و يكسري اعتراضاتي هم شد و پيشنهادهایی كه فدراسيون داده بود را دولت پذيرفت. مثلاً ما خودمان شكل و رنگ يونيفورم واحدی كه خودمان مي پوشيم را انتخاب مي كنيم. نگاره- خود شما در چه مقطعي تحصيل مي كنيد؟ در سال دوم پيش دانشگاهي هستم، و يكسال ديگر تا رسيدن به دانشگاه دارم. البته ما در تمام سالهاي پيش دانشگاهي، تمام علوم پايه را مي خوانيم. نگاره- فعاليتهاي غير درسي شخص شما چيست؟ من به عنوان رئيس فدراسيون كارهاي خيلي زيادي دارم مثلاً بايد به تمام مدارس استانها سر بزنم و به آن مجامعي كه در هر استان است سر كشي كنم، با مسئولين جلسه دارم و اگر موضوع حادي در مدرسه اتفاق بيفتد هم بايد پيگيري كنم. اگر اين طوري است كي به درستان مي رسید؟ آخر هفته ها وقت بيشتري مي گذارم. اگر من مطالعه نكنم و درس نخوانم و نمره هايم پائين باشد كه نمي توانم الگوئي براي بقيه دانش آموزان باشم. در اين روزهایی که ایران بودید، با تشكل هاي دانش آموزي ايران هم ارتباط برقرار كرده ايد؟ چايگاه دانش اموزان و تأثيرشان را در ایران چطور ارزیابی می کنید؟ ديروز صبح به مدرسه ای رفتیم و نماينده پارلمان و سازمان دانش آموزي هم بودند. و نظام آموزشي ايران را توضيح دادند. با دانش آموزان ربوت ساز ایرانی هم كه جوائز بين المللي گرفته اند ملاقات كردم. درباره نحوه تدريس و آموزش هم سوالاتي كردم. امروز فقط از تشكل هاي دانش آموزي يك دانش آموز آمد و خيلي جزئي صحبت كرد و بقيه اش را مسئولين سازمان دانش آموزي و پارلمان دانش آموزي صحبت كردند. با اين يك ديدار خيلي سخت است كه بخواهم درباره ميزان تأثيرگذاري اظهار نظر كنم.براي من پارلمان دانش آموزي ايران خيلي جالب بود. نگاره- از ديدارتان با آقاي علامه محمدرضاحكيمي بگویید. ايشان را از قبل مي شناختيد؟ فرصت مغتنم و خوبي بود كه من با ايشان آشنا شدم. اصلاً از شيوه احترام گذاشتن شان مشخص بود كه ايشان چه استاد بزرگي هستند. مطلب جالب براي من اين بود كه ايشان نه فقط پيامي براي كوبا، كه پيامي براي همه جهان داشتند و آن حس انسانيت و اصل احترام به همه انسان ها که در ایشان دیدم برای من خیلی مهم است. ساده زيستي ايشان خيلي جالب بود. و ابراز محبت ايشان نسبت به مردم كوبا و آقاي فيدل تحسين برانگيز بود. و اين ايده خيلي جالب كه گفتند كه باید مثل مردم عادي زندگي كنيد که بفهميد مردم از چه رنج مي برند تا بتوانيد براي آنها كاري انجام بدهيد. نگاره- تا قبل از این ديدار مطالعاتي درباره اسلام يا ايران داشته اید یا نه؟ چيزهائي از فرهنگ و تاريخ خاورميانه مي دانستيم. همچنين درباره انقلاب ايران هم چيزهائي خوانده بوديم. اما از وضعيت فعلي ايران اطلاعي نداشتم كه در اين سفر با آنها هم آشنا شدم. من مساجد اصفهان و زيبائي هاي آن را ديدم و متأسف شدم كه بقيه دنيا نمي توانند اين زيبائي ها را ببينند. راجع به ايران چندان اطلاع رساني در دنيا نمي شود. مثل كوبا كه استكبار مانع از اطلاع رساني زياد درباره آن مي شود. شاید چون رسانه ها در دست امپریالیسم است. در در طول اين 48سال فيدل به ما آموخته است كه بايد به هر ايده و باوري احترام بگذاريم چون در دل هر ايده و باوري فرهنگي نهفته است و چون اين از آرمانهاي و اصول انقلاب ماست، بنابراين ما به اسلام احترام مي گذاريم. نگاره- آبا نحوه برخورد دولتهاي اروپائي با دختران دانش آموزي كه حجاب دارند را شنيده ايد؟ به نظرتان چرا اين گونه برخورد مي شود؟ نحوه برخورد كشورهاي غربی درست نيست. بايد احترام بگذارند. ما خودمان در كوبا همين طوري برخورد مي كنيم. البته من در كوبا با حجاب نديده ام چون مسلمان در كشور ما خيلي كم است، اما در هرحال هركس بخواهد طبق عقائدش عمل كند آزاد است. نگاره- بهترين و بدترين خاطره تان در اين سفر چه بوده؟ بهترين خاطره ام ديدار با مردم و شناخت آنها بود. مردمي كه با مردم كوبا همبستگي دارند و ارزشهاي عميقي دارند كه بايد به رسميت شناخته شود. نكته جالب ديگر این بود تا مي گفتيم كوبايي هستيم مي گفتند قيدل كاسترو. اين نشان مي دهد بزرگي فيدل به اينجا و در ميان مردم عادي هم پيچيده است. بدترين خاطره هم كمبود فرصت براي ديدن از همه نقاط و اماكن ايران است و البته نوع ترجمه مترجم هم!! می خواهیم در نقد ماركسيسم صحبت کنیم که گرسنگی مليچيا و هیئت همراهش ما را از ادامه مصاحبه باز می دارد. چون هيچ كدام از اعضاي هيئت همراهي اش هم شام نخورده اند و منتظرند تا مصاحبه ما با او تمام شود. |
||
|
+
شنبه 15 اردیبهشت1386 22:45 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
می گویند نگویید پادشاه لخت است قسمت هایی از سخنرانی وحید جلیلی، سردبیر سابق «سوره»، در نقد مدیریت فرهنگی مسجد صنعتگران مشهد، ۱۱ فروردین ۸۶
چه می شود که افراد غیرمعتقد به این انقلاب به راحتی جذب سیستم مدیریت فرهنگی ما می شوند اما انقلابی ها نه؟ آيا وضعيت فعلي فرهنگي ما طبيعي است يا غير طبيعي؟ آيا امکانات ونيروهاي ما محدود است؟ آيا ما حرفي نداريم؟ يکي ازمهمترين استدلالات مديران فرهنگي کشور اينست که مانيرو نداريم و اين حرف را هم در سال اول و هم در سال دهم مسؤوليتشان مي گويند. آيا مي شود باور کرد انقلابي که متوسط سن دانشمندان هسته ايش 30 کمتر از سال است، پس از 28 سال نويسنده وهنرمند ندارد. جالب است که اينها را مي گويند، آنوقت 20 نفر را باهم اخراج مي کنند.
اين ادعا به نظر من دليل عمده اش غلبه سياست بازي بر کار فرهنگي است. يک فضاي توهمي ايجاد مي کنند ومسائل غير واقعي را بصورت بديهيات جلوه مي دهند.دليل ديگرش اينست که مديران ترجيح مي دهند اطرافشان کساني حضور داشته با شند، که سالهاست با افراد مختلف مانده اند. اما بچه حزب اللهي مهمان نيست. خودش را صاحبخانه مي داند. آدم خطرناکي است. زبان دراز است . پس بهتر است حذف شود. فرهنگي هاي حزب اللهي جزو مستضعف ترين اقشار هستند، ضعيف پنداشته شده، ضعيف نگه داشته شده وضعيف خواسته شده. امروز موج دوم انقلاب اسلامي به ميدان آمده است وپتانسيل ما در حد همان اول انقلاب است . اما متاسفانه بعضي سياستها ومنشهاي مديريتي در پي مهار اين موج است. مديران پس از 3 تير هم به اينکه مقداري از قبل بهتر باشيم راضيند. مديران به ما مي گويند نقد علمي بکنيد. منظور آنها این است که «بديهيات راپيچيده نشان دهيد و مخاطب را از ورود به ميدان عمل باز داريد. نگویید پادشاه لخت است. بگویيد نمي شود. بگویید آرمانهاي انقلاب شدني نيست؛ خيلي طول مي کشد. بجاي آرمانگرايي محافظه کاري را ترويج کنيد...» چنان از علم برای ما حرف می زنند که انگار تحریریه سوره با متوسط تحصیلات فوق لیسانس علوم انسانی، از پشت کوه آمده است! ما مي گویيم اتفاقا آرمانگرايي به واقعگرايي نزديکتر است.براي آرمانگراها رفتن به سمت هدف موضوعيت دارد. البته رفتن به سمت هدف گام به گام است. امروز مهمترين عنصري که در فرهنگ انقلاب اسلامي مورد تهديد است انقلابي بودن است. انقلابي بودن درمکالمات بعضي آقايان تبديل به فحش شده است. به ما مي گويند افراطي اما خودشان در دره تفريط ايستاده اند وحتي اگر کسي در دامنه عدالت ايستاده باشد به او ميگ ويند بيا پايين؛ خيلي بالا ايستاده اي!! دليل اينها کوتاه آمدن ماست که ما را در موضع متهم قرار داده است. وظایف ما يکي ايمان به توان وبرتري خود است و بعد، جستجو و ميدان دادن و تجليل از استعدادها و در قدم بعد افزايش ارتباطات فرهنگي. ما در کنار مطالبه از مديريت فرهنگي، بايد شبکه خودمان را هم فعال کنيم و از درگير شدن در اصطکاکهاي بچگانه پرهيز کنيم. وقتي مي گویيم فرهنگ انقلاب اسلامي، بايد آنرا درحوزه هاي مختلفي مثل فرهنگ اقتصادي ترجمه کنيم. يکي از مهمترين رسالتهاي امروز ما اينست که در دسته بنديهاي سياسي وارد نشويم و اين به معني عدم ورود به سياست نيست. امروز نبرد اصلي بين فرهنگي ها وسياسي کارها و سياست زده هاست و اگر فرهنگي ها مخلص نباشند، يا سياست باز و ياسياست زده مي شوند. لغزشگاه اساسي نيروهاي فرهنگي انقلاب اينجاست و اين جريانات بايد بفهمند که نمي توانند از نيروهاي فرهنگي انقلاب استفاده ابزاري کنند. بايد اصل بودن فرهنگ بين حزب اللهي ها جابيفتد. (از پرسش و پاسخ ها) رئيس حوزه هنري مي گويد «سوره سطر سطرش انتقاد از مسؤولان نظام است و گاه این انتقادات بي رحمانه بوده است. سوره راهکار نمي دهد...» من ادعا مي کنم در چهار سال گذشته هيچ نشريه فرهنگي به اندازه سوره راهکار نداده است، از نگاه جبهه اي گرفته تا نگاه جهاني. مي گويند «نقدهاي سوره ياس آور است.» فعالترين عناصر تشکلهاي دانشگاهي کشور لااقل يکي از منابعشان سوره است. اين همه تحرک نشان دهنده نااميدي است؟! درنامه توقيف سوره نوشته شده مدير مسئول براي اين انتقادها هزينه داده است. چطور از مجله اي که سطر سطرش انتقاد است، در طول 29 شماره فقط يکبار آنهم از طرف يک نشريه زرد شکايت شده و يکبار هم تذکر داده شده است و بس. پس معلوم است نقدها خيلي فني بوده است که کسی نتوانسته شکایت کند. در عين اينکه مي شود فيلم اخراجي ها را هم مثل هر فيلم ديگري چه ازنظر شکلي وچه محتوايي نقد کرد، اما بايد کمي از موضع پیرامونی به فيلم نگاه کرد. بالاخره ده نمکي يک خط را شکست و از طرف ديگر يکي ازمعدود فيلمهاي جشنواره که عرق ملي و اتحاد وانسجام ملي را دامن مي زد اين فيلم بود. با توجه به اينکه سالهاست يک کارگردان حزب اللهي در سينما ظهور پيدا نکرده و ما دائم از سرمايه خورده ايم، ساخته شدن اخراجي ها وکارگرداني ده نمکي را مثبت مي دانم. اين موضوع بايد شوقي را در نيروهاي حزب اللهي ايجاد کند که سراغ اين عرصه بروند. |
||
|
+
سه شنبه 14 فروردین1386 9:35 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
ماهنامه سوره به اتهام «نقدهای غیرعلمی»، «روش پرخاشگرانه» و «سوء استفاده از مقدسات» توسط مدیر مسئول محترم تعطیل شد! *** آخرین بیانیه ها: مجمع دانشجویان حزب ا... دانشگاه علم و صنعت/بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور سبزوار سوره را شما شروع نکردید که تمامش کنید / سوره را موریانه ها خوردند! /جناب آقای خاموشی... *** خطر انتشار ناقص شماره سی ام توسط مدیرمسئول *** واکنش مردمی به تعطیلی سوره(مغازه موتورسازی):
*** پرونده ما سیاه باشد، باشد سرشار از اشتباه باشد، باشد ما آینه در شهر جذامیهاییم گر گفتن حق گناه باشد، باشد این آب اگرچه بر زمین میریزد در هر سو صد درخت میانگیزد با مردن هر چراغِ نو میبینم در دشت، هزار شعله برمیخیزد بگذار که اوفتد ولی پاک افتد انگور، شراب است چو از تاک افتد بگذار که حاسدان تبر بردارند سوره عَلَمی نیست که بر خاک افتد *** مسعود فراستي: حداقل يك سال و نيم است كه منتظرم حوزه هنري، «سوره» را تعطيل كند./ كساني كه دنبال «مهندسي فرهنگي» منهاي نقد هستند -و اصلا معلوم نيست «مهندسي فرهنگي» بدون نقد يعني چه؟- خيلي طبيعي است كه اين افراد نقد را تاب نياورند./ دوستان سوره بايد دور هم جمع شوند و همين نشريه را جاي ديگري راه بيندازند. محكم و روي همان خطي كه پيش گرفته بودند و مسلم بدانند هم تعداد كساني كه با آنها همكاري ميكنند، بيشتر خواهد شد و هم مخاطب بيشتري پيدا خواهند كرد. از اين نظر بسيار خوشبين هستم./ دو جبهه متحجران و روشنفكرنمايان موافق سوره نيستند./ گفتهاند توقف انتشار «سوره» به آن علت است كه نقدهايش علمي نيست. خواهش ميكنم براي ما توضيح بدهند كه نقد علمي چيست؟! اظهارات و افاضات بنیانیان درباره توقیف سوره واکنش سردبیر و تحریریه سوره به اظهارات بنیانیان واکنش عماد افروغ، سعید صادقی (عکاس جنگ)، مسعود فراستی (منتقد سینما)، مسعود ده نمکی، اکبر نبوی (منتقد سینما) و محمدصادق کوشکی (استاد دانشگاه) به توقیف سوره وبلاگ اعتراض به توقیف سوره و وبلاگ بچه های شیراز و شاعران جوان انقلاب در همین رابطه بیانیه بچه های جنبش عدالتخواه و لرستان و شیراز و گیلان به توقیف سوره *** مصاحبه ای از وحید جلیلی، سردبیر سوره، درباره اهداف و خط مشی سوره گفتاری از جلیلی درباره جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی *** رأی به سوره در میان مجلات حوزه هنری آخرین اخبار از سوره
|
||
|
+
شنبه 12 اسفند1385 13:41 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
شهرام که گریخت، جهانشاهی را بگیریم! گزارش مطالبه از اقدام برای بازداشت حجت الاسلام جهانشاهی و ممانعت جمعی از طلاب و دانشجویان از این کار. اعتراف رییس کل داد گستری کرمان به دست داشتن دستگاههای دولتی در زمین خواری های سیرجان تجمع و بیانیه بچه های دانشگاه صنعتی اصفهان. و وعده آیت الله دری نجف آبادی برای پیگیر ی موضوع پس از مشاهده بیانیه تشکل های عدالتخواه. |
||
|
+
سه شنبه 8 اسفند1385 9:26 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
قابل توجه عموم کسانی که شب ها راحت می خوابند. قابل توجه کسانی که وبلاگ دارند و باز می گویند ما چه می توانیم کرد؟ قابل توجه کسانی که از نخست مایوسانه عقب نشسته اند و به جای تلاش، نظریه ی بن بست تاریخی می دهند! قابل توجه کسانی که می گویند اصلاْ از کجا معلوم...؟ و حتی زحمت نکشیدند با شماره تلفن هایی که در لینک های قبلی بود تماس بگیرند تا درست بدانند. چندی از کارهایی که تا کنون برای رفع بیداد از طلبه سیرجانی انجام شده است: تشکیل کمیته دانشجویی که با واکنش منفی فرماندار سیرجان روبرو شده! نامه طلاب قم به رهبر انقلاب و رییس جمهور و مراجع و بسیاری اخبار دیگر که می توانید در وبلاگ «سیرجان عدل» بخوانید. و پس از ماجراهای قبل، آخرین اخبار: احضار جهانشاهی که البته متن این خبر آخری به روایت رجانیوز است و آغشته به بحث های جانبی و ... که بنده مسئول آن نخواهم بود! از شما چه خبر؟!
|
||
|
+
دوشنبه 23 بهمن1385 20:49 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
حجت الاسلام جهانشاهی، روحانی سیرجانی، به دلیل اعتراض به زمین خواری در سیرجان به حبس محکوم شد. جهانشاهی که امام جماعت یکی از مساجد سیرجان است، نزد تمامی مردم این شهر به خلوص و دلسوزی مشهور بوده و تمام دستگاه های اطلاعاتی و انتظامی نتوانسته اند اتهام دیگری جز لفظ "تند بودن" به عملکرد و سابقه پاک و شفاف او وارد کنند. وی مدتهاست با دغدغه های عدالتخواهانه به فعالیتهای فرهنگی و سیاسی مردمی در سیرجان می پردازد و اخیراً حرکتهایی برای مقابله با زمین خواران سیرجان آغاز کرده است. وی پس از جمع آوری طومار مردمی و انتشار سلسله نشریات و بیانیه های فریاد عدالت در اعتراض به این پدیده شوم اقتصادی، از سوی دادگاه به حبس محکوم شده است. شاکی وی دو ارگان هستند. یکی سازمان مسکن و شهرسازی سیرجان که ادعا کرده جهانشاهی با وعده ی دادن مسکن به مردم از آن ها امضا گرفته و برای اثبات این تهمت به مصاحبه با چند فرد عامی که با این تصور طومار مردمی را امضا کرده بودند استناد می کند. و دیگری نیروی انتظامی که جهانشاهی را متهم به تشویش افکار عمومی متهم کرده چرا که جهانشاهی در بیانیه ای نسبت به بازداشت دوماهه ی یکی از جانبازان ۶۰ درصدی سیرجانی اعتراض کرده بوده. آن جانباز نیز در اعتراض به زمین خواری ها با رییس نیروی انتظامی سیرجان درگیری لفظی پیدا کرده بوده و چون به سبب آسیب های وارده بر وی از زمان جنگ کسی حق زندانی کردنش را نداشته، دو ماه بازداشت (نه حبس!!) شده بوده. امام جمعه سیرجان نیز که قصد داشته از طریق دو ارگان دولتی یعنی ... و ... به حمایت از جهانشاهی بپردازد، در این هدف خود ناکام شده چرا که دو ارگان مزبور خود در زمین خواری ها دست داشته اند! گفتنی است زمین خواری در سیرجان یکی از آشکارترین و شناخته شده ترین پدیده هاست که می توانید اخبار و مقالاتی در این زمینه را در اینجا و اینجا و اینجا ببینید. میزان حبس تعیین شده برای حجت الاسلام جهانشاهی سه ماه و اندی است که تعمداً بیش از سه ماه تعیین شده تا قابل خریدن نباشد. مدعیان دینداری، دردمندی، آزاد اندیشی، عدالتخواهی، اطلاع رسانی بی طرف و غیره و غیره، بسم الله! کاری بکنید...
|
||
|
+
جمعه 13 بهمن1385 15:1 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
... و اصبر فانّ وعد الله حق و لا يستخفّنك الذين لا يوقنون سايت ظفر براي ثبت دلنوشتههاي دانشآموزان ايران خطاب به سيدحسن نصرالله افتتاح شد. ظفر را اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان ساخته و پرداخته و امروز «حسین صفی الدین» به نمایندگی از حزب الله لبنان اولین متن را بر روی سایت گذاشت: رساله تعاطف الی اطفال قانا: ان الضمیر العالمی قد مر علیه عشره سنوات بین قانا الاولی و قانا الثانیه ولم یستیقظ له الا ثله من المجاهدین الذین سینتقمون لاطفال قانا بالاتکال علی الله وحده (نامه ای برای همدلی با کودکان قانا: وجدان جهان ده سال را از فاجعه نخست قانا تا فاجعه دوم قانا سپری کرد اما هیچ کس از جهانیان از خواب خود برنخواست مگر گروه اندکی از مجاهدان که با توکل بر خدا و نه کس دیگری به زودی انتقام کودکان قانا را خواهند گرفت) لوح هم جشنواره سنگ نوشت را برای آن ها که شعری یا نثری یا برای مقاومت داشته اند راه انداخته است.
|
||
|
+
پنجشنبه 12 مرداد1385 2:25 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
گفت وگو با مسعود ده نمکی سوره ۲۵ منتشر شد. با گزيده سخنان سينماگران و رهبر انقلاب درديدار بيست وسوم خرداد، نگاهي به سينماي ورزشي ايران، گفتگو با عادل فردوسي پور، حسن غفوري فرد و مصطفي هاشمي طبا درباره ورزش و جام جهاني ، «روحيه ورزشي» نوشته جرج اورول، سير مطبوعات ورزشي پس از انقلاب، « اشرافيت معرفتي درمصاف با علم بومي » در گفتگو با ابراهيم فياض، خاطرات محمود حكيمي، گفتگو با ساشا دينا ازشاگردان دكتر شريعتي، موانع جنبش نرم افزاري حوزه ها در گفتگو با حجت الاسلام عليرضا اميني، میزگرد بررسي دايره المعارف انقلاب اسلامي و ... و البته گزارشگونه -به قول جناب جلیلی- سردستی این بنده از اکران خصوصی فیلم مستند "کدام استقلال؟ کدام پیروزی؟" آینده سازان ۱۱۸ نیز هم. با گفتگویی با مسعود ده نمکی در باب آثارش بویژه "کدام استقلال؟ کدام پیروزی؟" و سایر خزعبلات همیشگی! این شماره در باب گلاسه شدن جلد مجله شفاف سازی کرده ام تا پایم به دادگاه مبارزه با مفاسد اقتصادی باز نشود! اولی را زودتر بخرید و بخوانید بویژه سرمقاله اش (انقلاب به روايت امام...) را که این شماره خیلی خواندنی است. و دومی را دنبالش نگردید که همچنان بین انجمن های اسلامی مدارس توزیع می شود و لاغیر. اما متن مصاحبه با مسعود خان ده نمکی را در لینک ادامه مطلب (پایین عکس) بخوانید.
»» ادامه یادداشت را از این جا بخوانید |
||
|
+
شنبه 7 مرداد1385 22:4 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
وبلاگ سجـیل با هر روز یک شعر نذر شهدای مقاومت به همت علیمحمد مؤدب، امید مهدینژاد و محمدامین جعفریحسینی راه افتاد.
نقیضه گویی های مهدی نژاد به سایت لوح راه یافت.
پس از هک های متعدد توسط اسراییلی ها سایت جدید حزب الله لبنان توسط بچه های ایران راه افتاد.
از نخلستان تا خیابان علی رضا قزوه و نوشداروی طرح ژنریک سید حسن حسینی تجدید چاپ شدند.
مبارک باشد ان شاء الله!
|
||
|
+
سه شنبه 3 مرداد1385 11:14 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
پس از روزهای سخت مردم غزه این بار سخت ترین روز اسرائیل به دست بچه های حزب الله لبنان رقم خورد. آقا سید حسن ... دست مریزاد |
||
|
+
پنجشنبه 22 تیر1385 18:41 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
مجموعهي آگهيهاي طنز اميد مهدينژاد، با عنوان "كتاب سوم، راهنماي نيازمنديهاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي، فرهنگی، ورزشی، ارزشی و غيره" توسط انتشارات کتاب دانشجویی منتشر شد. این طنزها با نام مستعار "دكتر برزو بيطرف" كمابيش در سوره منتشر شدهبود و بعضاً سوره به سبب آنها مورد تذكر جدي بعضي وزارتهاي ارشاد هم قرارگرفتهبود(!). تبريك به برزو خان و تبليغ به شما! بخريد و بخوانيد وگرنه از دستتان رفتهست! اميد مهدينژاد يا همان برزو بيطرف، طنز خود را بيشتر در اين قالبها آزموده: شعر - معرفي كتاب - آگهي ـ بازنويسي داستانهاي مشهور - پاسخ به نامهها و مجموعه توصيههايي با عنوان "آدم باشيد". البته او بيش و پيش از آنكه طنزنويس محبوب سوره و آيندهسازان باشد، يك شاعر نسلسومي موفق بوده و هست. هماكنون او و عليمحمد مؤدب، دبير تحريريهي فصلنامهي تخصصي شعر ند. نمونههايي از طنز و شعر نو و سنتي مهدينژاد
|
||
|
+
شنبه 17 تیر1385 1:20 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||
|
|
|
|
|
یادش به خیر جمعه های کودکیمان که برنامهی ثابتمان این بود: ناهار - قصهی ظهر جمعه - برنامهي کودک - فیلم سینمایی - و بالاخره تب و تاب نوشتن دیرهنگام مشقها همزمان با پخش آهنگ دلهرهزای برنامهی تفسیر سیاسی هفته!
سرانجام پس از فصلی بیاعتنایی به رضا رهگذر (قصهگوی آشنای ظهر جمعه) از او تقدیر شد. واجدان حس نوستالژیک نسبت به قصهی ظهر جمعه می توانند آهنگ آغازین آن را دانلود کنند. من البته نتوانستم كامل دانلودش كنم اما خب، شنيدن چند ثانیهاش هم آرامشبخش و شيرين است. این شما و این دو روایت خواندني از انعطافناپذیری معروف محمدرضا سرشار (همان رضارهگذر خودمان) از زبان رضا اميرخاني و محسن مومني. و این هم ناخنكي از گفتوگوی آيندهسازان در شماره ۱۱۰ خود با رضا رهگذر به همت بهزادبابازاده و عليرضاشامخي: ... بعد از این استعفا کسی از بین مسئولان فرهنگی پرسید «چرا»؟ نه. در قصه ی ظهر جمعه که ۲۴ سال بود در آن گویندگی می کردم حتی یک مدیر رادیو زحمت این را به خودش نداد که لااقل تلفنی به من بزند و علتش را بپرسد. حتی رادیوی دانشجویان ایرانی در آمریکا که کلا هفته ای یک برنامه دارد ۱۰ دقیقه برای خداحافظی گوینده ی قصه های ظهر جمعه برنامه گذاشت. از نشریات ایرانیان مقیم خارج تماس گرفتند و در این باره پرسیدند. در داخل تنها روزنامه ای که تماس گرفت روزنامه ی شرق بود. دیگران فقط از فردای چاپ آن مصاحبه زنگ می زدند که من قبول نمی کردم و می گفتم حر ف هایم را به شرق گفته ام. بروید آن جا بخوانید. ... یک نفر به من گفت در جلسه ای بودیم. آقای ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما پرسید چرا آقای سرشار استعفا داده است؟ به او گفتم بفرمایید دقیقا به همین دلیل! تلفن ما را که داشتی. ۱۶ نفر منشی هم در دفترت نشسته اند. یک تماس تلفنی هم نگرفتی بپرسی چرا؟ آن وقت بلند می شوید می روید خانه ی فلان شاعر قدیمی توده ای که بعد از این که از حزب توده جدا شده برای انقلاب هیچ کاری نکرده. بعد هم با افتخار تعریف می کنید که ما رفتیم دیدن فلانی...
|
||
|
+
جمعه 16 تیر1385 14:50 - سیدمحمدجوادمیری
|
|
||